تبليغاتX
من چه می دانستم دل هرکس دل نیست

سلام سلام باز من اومدم آزادی آزادی یوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووهوووووووووووووووووووووووووو

بلاخره خلاص شدم

می دونم دلتون واسم تنگ شده بود

+ نوشته شده توسط پرستو در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 21:51 |

سلام سلام .. من آمدم تا دوباره این چراغ کم نور شده و این کشتی به گل نشسته در دریاهای پر تلاطم نبودن سمیرا رو دیدم نشسته بود یه کناری ازش پرسیدم کجایی گفت نمیدونم چرا خورشید میتابه چرا میچرخه زمین این عشق من بگو چرا تو فقط بگو همین که ما در دنیای امروزه توانسته ایم آثاری از استاد فرشچیان در موزه گوگنهایم لندن رفته بودم  عجب پاسی میده علی دایی گللللل گل گل .. گل از همه رنگ موهاتو با چی میشوری .. نمیشوری؟ واقعا که .. منو بگو یه ساعت دارم واست حرف میزنم .. موهاتو نمیشوری؟؟

من بدبختم .. اگه سمیرا بفهمه آمدم با تمامیت عرضی خودم تمامیت طولی خودمو براتون اینجا نوشتم گل که هستم .. یه چوب میکنه یه جاییم میشم دسته گل .. بعد منو میتونین ببیرین مجلس خواستگاری .. آخ چه حالی میده .. چوبه نه بی ادب .. مجلسو میگم چه حالی میده.. 2 تا به قول ما مشهدی ها2 تا کِفتر عاشق .. با هم صحبت میکنن .. بعد بحث میکنن .. یعد دعوا میشه .. میگیرن همو انقدر میزنن .. نمیدونین چه حالی میده .. خلاصه .. آب از سر ما گذشت چه یه مشت چه 2 تا مشت .. بالاخره مشترو می خوریم از سمیرا .. چاره ای نیست .. آنچه از دوست رسد درد داره این دفعه ..نیکو نیست.. خوب حالا چه خبرا ؟؟ دوست جونت چطوره ؟؟ ازت جدا شد ؟؟ ااااا آخی .. الهی سمیرا برات ..نه من برات.. بالاخره یکی برات بمیره که ایینقدر تو ناراحتی .... ایشالا یکی دیگه میاد جاش ... مثل جوش میمونه وقتی میترکونیش  جاش 2 تا سبز میشه .. میدونم مثال جالبی زدم .. ناراحت نشو پس.. من برم دیگه .. کاری نداری ؟؟؟ از اولم نداشتی .. میدونم...... بای بای

 

 

+ نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 11:16 |

طریقه شکل گرفتن گروه

 

Chester به محض فارغ التحصيل شدن از دبيرستان واشينگتن واقع در شهر Phoenix در ايالت Arizona در سال 1994 وارد گروهي به نام Grey Daze شد. Grey Daze دو آلبوم به نامهاي Wake Me و No Sun Today منتشر كرد. بعدها Chester به دليل اختلافات شخصي از گروه جدا شد.

در سال 1996 ، Brad Delson و Mike Shinoda از دبيرستان Agoura واقع در محلي به نام Agoura Hills كه در حومه شهر لس انجلس از ايالت كاليفرنيا واقع شده، فارغ التحصيل ميشن و به محض فارغ التحصيل شدن به همراه دوستشون Rob Bourdon گروهي به نام SuperXero تشكيل ميدن. قبل از اين Brad و Rob در گروهي به نام Relative Degree با هم به مدت يكسال فعاليت داشتن.

هرسه پس از ورود به دانشگاه با هم به تمرين موسيقي ميپرداختن. Brad وارد دانشگاه كاليفرنيا واقع در Westwood شد، Mike هم وارد دانشكده هنر Pasadena واقع در كاليفرنيا شد. Brad پس از ورود به دانشگاه UCLA با Dave Farrell آشنا ميشه. Brad و Dave هم اتاقي بودن و هر از گاهي با همديگه تمرين ميكردن. قبل از اين Farrell به همراه Mark Fiore در گروهي به نام Tasty Snax فعاليت داشت كه بعدا نام گروه به The Snax تغيير پيدا ميكنه. Mark Fiore در حال حاضر در Linkin Park به عنوان مستند ساز و فيلمبردار گروه مشغول به فعاليته. در همين زمانها بود كه Mike در دانشكده هنر با Joe Hahn آشنا ميشه.

پس از اين آشنايي ها Farrell و Hahn هم وارد گروه SuperXero ميشن و نام گروه رو تغيير ميدن كه به صورت كوتاه شده Xero ناميده ميشن. پس از مدتي Mark Wakefield هم به عنوان Vocalist به گروه پنج نفره Xero ميپيونده و گروه اولين نوار دموي خودش رو با نام Xero ضبط ميكنه. اين نوار دمو رو براي شركتهاي مختلف موسيقي ميفرستن ولي مورد توجه هيچ كدومشون قرار نميگيره و شركتي حاضر به عقد قرارداد براي انتشار اين آلبوم با اونها نميشه. پس از مدتي Mark Wakefield گروه رو ترك ميكنه (در حال حاضر مديريت گروه Taproot رو بر عهده داره).

پس از رفتن Mike Shinoda ، Wakefield كار جستجو براي پيدا كردن Vocalist جديد رو آغاز ميكنه. در همين حال Brad Delson هم به دليل داشتن تحصيلات در زمينه ارتباطات به قسمت A&R شركت Warner Brothers Records مراجعه ميكنه و با Jeff Blue آشنا ميشه. (A&R به كسي گفته ميشه كه به دنبال استعداديابي هست و اگر كسي مثلا دنبال نويسنده آهنگ يا خواننده ميگرده A&R درخواست دهنده ها رو با هم آشنا ميكنه) Jeff Blue هم به عنوان نماينده A&R در بخش ارتباطات Chester رو به Mike و Brad به عنوان خواننده با استعداد و جواني از شهر Phoenix كه به دنبال گروه جديدي براي عضو شدن ميگرده، معرفي ميكنه.

Shinoda و Delson نواري رو كه شامل آهنگي بدون كلام بود براي Bennington ميفرستن تا بر روي اين آهنگ صداش رو ضبط كنه. Chester هم پس از ضبط كردن Vocal بر روي نوار با Mike Shinoda تماس تلفني ميگيره و نوار رو از پشت تلفن براي Mike پخش ميكنه. اين آغازگر همكاري Bennington با گروه بود و طولي نكشيد كه اعضاي گروه پي به استعداد و توانايي ها او و همچنين صداي انعطاف پذيرش ميبرن و ازش دعوت به همكاري ميكنن.

به محض ورود Chester به گروه، نام گروه به Hybrid Theory تغيير پيدا ميكنه و اعضاي اصلي گروه شكل ميگيرن. البته Farrell به دليل عضويتش در گروه The Snax موقتا گروه Hybrid Theory رو ترك ميكنه براي همين بر روي آلبوم Hybrid Theory EP به عنوان بيسيست حضور نداره و كار نواختن Bass Guitar رو براي اين آلبوم Brad Delson و شخصي به نام Kyle Christener انجام ميدن. آلبوم Hybrid Theory EP در اواسط سال 1999 منتشر ميشه و تنها يك هزار نسخه چاپ ميشه. چندين نسخه از اين آلبوم براي شركتهاي مختلف موسيقي من جمله Warner Brothers فرستاده ميشه. بعدها كل نسخه هاي منتشر شده به اعضاي اوليه Street Team به منظور كارهاي تبليغاتي واگذار ميشه. پس از ترك موقت Farrell از گروه، بيسيست جديدي به نام Scott Koziol جايگزين او ميشه. Scott در ويديوي One Step Closer از آلبوم Hybrid Theory حضور داره.

بعدها به لطف Jeff Blue گروه موفق ميشه قراردادي رو با Warner Brothers در سال 1999 امضاء كنه. اما به دليل رعايت مسايل كپي رايت گروه مجبور ميشه مجددا نام خودش رو تغيير بده. چونكه گروهي بريتانيايي با نام Hybrid وجود داشت كه در سبك Electronic فعاليت داشتن. پيشنهادهاي زيادي براي نام جديد گروه ارائه شد مثل: Clear, Probing Lagers, Platinum Lotus Foundation و Ten P.M. Stockers كه نام اخير به شوخي به اونها پيشنهاد شد چون هميشه آخر شب و ديروقت شروع به تمرين و فعاليت ميكردن.

سرانجام Chester نام Lincoln Park رو پيشنهاد ميده. چون هر وقت كه براي ضبط آلبوم جديدشون به استوديو ميرفته از اين پارك كه در Santa Monica واقع در ايالت كاليفرنيا قرار داره عبور ميكرده و پيش خودش فكر كرده كه اسم خوبي براي گروهشون ميتونه باشه چون پاركهاي زيادي با نام Lincoln Park در سطح كشور وجود داره و هر دفعه هم كه گروه به شهرهاي مختلف براي اجراي برنامه سفر كنه ديگه مهم نيست كه از كجا اومدن چون با شنيدن نامشون فكر ميكنن كه اونها يك گروه محلي هستن! ولي از اونجايي كه آدرس دامين lincolnpark.com قبلا ثبت شده بود و توانايي خريدش رو نداشتن تصميم ميگيرن تا املاء اين نام رو به Linkin تغيير بدن تا بتونن linkinpark.com رو براي خودشون ثبت كنن.

 

 

 

سالهای 2000 تا 2002

 

در تاريخ 24 اکتبر سال 2000 لینکین پارک اولین آلبوم خودش رو با نامHybrid Theory در آمريكا منتشر كرد. آهنگ High Voltage كه سبكش Hip-Hop بود و بر روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار داشت، بر روي اين آلبوم قرار نگرفت و از ليست آهنگها حذف شد. اولين Single آلبوم يعني One Step Closer در شبكه MTV پخش ميشد و آهنگ برنامه هاي راك اين شبكه شده بود.

در تاريخ 17 دسامبر سال 2000 گروه اولين كنسرت خودش رو در برنامه Almost Acoustic Christmas شبكه راديويي KROQ برگزار كرد كه باعث شناخته شدن گروه در سطح بين المللي شد. Shinoda آهنگ جديدي به نام My December براي اين كنسرت نوشت كه اجرا كردن ولي از اونجايي كه اين آهنگ بر روي آلبوم Hybrid Theory قرار نگرفته بود همه تصور ميكردن كه اين آهنگ B-Side باشه. بعدها اين آهنگ بر روي آلبومي مخصوص كريستمس متعلق به شبكه KROQ با نام DJs Kevin and Bean قرار گرفت.

اوايل سال 2001 ، Farrell مجددا وارد گروه شد و دومين Single گروه با نام Crawling منتشر شد كه موفق به دريافت جايزه Best Hard Rock Performance از Grammy Award در سال 2002 شد. گروه اولين تور بين المللي خودش رو در Ozzfest در كنار گروههايي مثل Black Sabbath, Marilyn Manson, Slipknot, Papa Roach, Crazy Town, Disturbed و Black Label Society برگزار كرد.

اواسط سال 2001  گروه سومين Single خودش رو با نام In The End منتشر كرد. اين آهنگ رو معروفترين و محبوبترين آهنگ گروه تا به امروز ميدونن كه جزو محبوبترين آهنگهاي سال 2001 هم به حساب مياد. ويديوي اين آهنگ توسط Nathan Karma Cox و Joe Hahn كارگرداني شده كه توضيحات مربوط به اين ويديو در قسمت Videography سايت قرار داره.

در تاريخ دوم سپتامبر سال 2001 گروه اولين DVD خودش رو با نام Frat Party at the Pankake Festival منتشر كرد. اين DVD شامل تمام ويديو موزيكهاي گروه تا اون تاريخ بود و مستندي هم از تورهاي برگزار شده توسط گروه براي حمايت از آلبوم Hybrid Theory شون روي اين DVD قرار داره. علاوه بر اينها تعداد زيادي هم ويديو و بخشهاي مخفي روي DVD قرار داره كه از جمله اونها ميشه به ويديوي Esaul اشاره كرد كه گروه رو در حال اجراي اين آهنگ در استوديويي در سال 1999 نشون ميده. (Esaul دموي آهنگ A Place For My Head هست.)

در ماه نوامبر سال 2001 يكي از دوستان گروه به نام Jessica Bardas پيشنهاد تشكيل يك Fan Club رو به گروه ميده كه با استقبال اعضاي گروه مواجه ميشه و به اين ترتيب Linkin Park Underground يا LPU متولد ميشه. اعضاي LPU هر سال يك CD ، پوستر ، تي شرت ، پيك گيتار و نامه از اعضاي گروه به اضافه امكانات و وسايل ديگه دريافت ميكنن. هر سال هم بايد عضويتشون رو تمديد كنن. اولين آلبوم LPU كه به اعضا داده شد ورژن جديدي از آلبوم Hybrid Theory EP با طرح روي جلد جديد بود.

اوايل سال 2002 گروه اولين سري تورهاي خودش با نام Projekt Revolution رو برگزار كرد. اولين سري اين تورها شامل گروههاي Adema, Cypress Hill و DJ Z-Trip بود. در طول برگزاري كنسرت Mike Shinoda و Joe Hahn در اجراي آهنگ It’s Going Down با گروه X-Ecutioners همكاري كردن. پس از به پايان رسيدن تور گروه مجددا پس از گذشت دوسال وارد استوديو شد.

Mike پس از دريافت چند تا آهنگ Remix از آهنگهاي توسط گروههاي مختلف Linkin Park تصميم ميگيره تا يك آلبوم ريميكس منتشر كنه. در ابتدا قرار بود كه اين آلبوم تنها شامل چند تا آهنگ باشه و به صورت EP منتشر بشه. اما Mike با تشويق همگروهي هاش مثل Delson و Joe Hahn تصميم ميگيره كه پا رو فراتر بذاره و يك آلبوم ريميكس كامل منتشر كنه.

اين آلبوم ريميكس با نام Reanimation شامل ريميكسي از تمام آهنگهاي آلبوم Hybrid Theory به اضافه آهنگهاي My December و High Voltage هست. هر آهنگ توسط يك Artist ريميكس شده و گفته ميشه تعداد آهنگهاي ريميكس شده بالاي پنجاه تا هست ولي Mike پس از گوش دادن به ورژنهاي مختلف بهترين اونها رو براي اين آلبوم انتخاب كرده. تنها دو آهنگ ريميكس بر روي اين آلبوم قرار بود قرار بگيرند كه در آخرين لحظات اين امر محقق نشد. يكي آهنگ Points of Authority كه توسط Crystal Method ريميكس شده بود و بعدا بر روي آلبوم LPU v2.0 قرار گرفت و ديگري ريميكس Marilyn Manson از آهنگ By Myself. ريميكس ديگه اي كه مورد تاييد قرار گرفت مربوط به ريميكس آهنگ My December از گروه Team Sleep ميشه. البته اين ريميكس هم بعدها كنار گذاشته شد چون آهنگ رو از اون چيزي كه بود غمناكتر كرده بود. به همين دليل Mike ورژن ديگه اي از اين آهنگ رو كه كمي شادتر بود روي آلبوم قرار داد.

تعدادي از هنرمنداني كه در ريميكس كردن اين آلبوم نقش داشتن عبارتند از: Chali 2na از گروه Jurassic 5 ، Stephen Richards از گروه Taproot ،  Kelli Ali از گروه Sneaker Pimps ، Aaron Lewis از گروه Staind ، The Humble Brothers ، Jonathan Davis از گروه Korn ،  Aceyalone ، Pharoah Monch ، The X-ecutioners ، Black Thought و Jay Gordon از گروه Orgy.

اين آلبوم ريميكس در تاريخ 30 جولاي سال 2002 منتشر شد و تنها يك Single از اين آلبوم با نام Pts.of.Athrty كه توسط Jay Gordon از گروه  Orgy ريميكس شده منتشر شد. در ماه نوامبر دومين نسخه LPU به نام Underground 2 منتشر شد كه آلبوم EP اين نسخه شامل آهنگ ريميكس Crystal Methos از Points of Authority و همچنين آهنگي به نام Dedicated بود كه گفته ميشه قرار بود روي آلبوم Hybrid Theory EP قرار بگيره. همچنين يك آهنگ 50 ثانيه اي بدون كلام به نام A.06 كه بيانگر موسيقي سنگينتر گروه هست بر روي اين آلبوم قرار گرفته. اين آهنگ به طرفدارن اين باور و اميد رو داد كه آلبوم بعدي گروه از Hybrid Theory ، قوي تر و سنگين تر خواهد بود.

 

 

 

سالهای 2003 تا 2005

 

گروه اواخر سال 2002 به استوديو ميره تا آلبوم جديد خودش رو ضبط كنه. نام آلبوم تا ماه دسامبر به صورت محرمانه باقي ميمونه و سپس افشا ميشه كه نام آلبوم جديد Meteora هست. Meteora نام يكسري صومعه هاي قديميه كه بر روي صخره هايي در ارتفاعات ساخته شده و در كشور يونان قرار دارن. اولين Single از آلبوم Meteora آهنگ  Somewhere I Belong بود كه در ماه فوريه سال 2003 منتشر شد و بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. در تاريخ 25 مارچ سال 2003 آلبوم Meteora منتشر شد و براي اولين بار پس از فروش 810,000 نسخه در هفته اول در جدول Billboard قرار گرفت. اين آلبوم حدودا يازده ميليون نسخه در دنيا فروش داشته كه نصف اين فروش رو تنها در آمريكا داشت!

پس از انتشار آلبوم Meteora گروه دومين سري تورهاي خودش رو با نام Projekt Revolution در كنار گروههاي Blindside, Mudvayne و Xzibit آغاز كرد. پس از پايان تور گروه دومين Single از آلبوم Meteora رو با نام Faint منتشر كرد. گروه Metallica در همان سال و پس از پايان Projekt Revolution از Linkin Park دعوت ميكنه تا در تورهاي مخصوصشون با نام Summer Sanitarium حضور پيدا كنن. علاوه بر Linkin Park گروههاي ديگري نيز مانند Limp Bizkit ، Deftones و Mudvayne نيز حضور داشتن. پس از پايان اين سري از تورها گروه Single بعدي خودش رو با نام Numb منتشر ميكنه كه ويديوي اين آهنگ رو در شهر پراگ واقع در كشور جمهوري چك فيلمبرداري كردن. همزمان با اين ويديو گروه كار فيلمبرداري براي ويديوي From The Inside رو هم آغاز كرد. البته گفته ميشه ويديوي From The Inside قبل از Numb فيلمبرداري شده. Chester Bennington قبل از به اتمام رسيدن كار فيلمبرداري ويديوي Numb دچار يك مريضي ميشه بنابراين ادامه كار فيلمبرداري پس از بهبود Chester در يك كليسا واقع در شهر لس انجلس انجام ميشه.

در تاريخ 18 نوامبر سال 2003 گروه يك پكيج به صورت DVD/CD به نام Live In Texas منتشر ميكنه كه شامل اجراهاي زنده گروه در تور تابستاني Sanitarium در شهرهاي Dallas و Houston تگزاس هست. اين DVD كاملا منحصر به فرده چون تركيبي از دو اجراي زنده گروه در دو برنامه جداگانست كه با هم در قالب يك اجرا تدوين شدن براي اينكه اين كار انجام بشه گروه مجبور بوده در دو روز متوالي يك لباس مشابه بپوشه. اگر دقت كرده باشيد در اوايل يك صحنه پشت لباس Chester خيس عرقه ولي در آخر همون قسمت اجرا شده تصوير نشون ميده كه پشت Chester كاملا خشكه! DVD منتشر شده شامل 17 Track هست و CD هم شامل 12 Track به صورت منتخبه.

در ماه نوامبر ورژن شماره سه LPU منتشر شد كه شامل پنج آهنگ از Live In Texas ، DVD بود. LPU 3 زياد مورد توجه طرفداران قرار نگرفت چون اونها انتظار دارن كه گروه بر روي سري آلبومهاي LPU آهنگهايي رو قرار بده كه تا به حال منتشر نشده نه آهنگهاي Live رو.

در انتهاي سال 2003 گروه سومين كنسرت خودش در سري كنسرتهاي KROQ Almost Acoustic Christmas رو اجرا كرد. اونها در شب دوم اين كنسرت به اجراي برنامه پرداختند كه 17 آهنگ رو اجرا كردن. در اواخر برنامه كه طبق معمول در حال اجراي آهنگ One Step Closer بودن Sonny Sandoval خواننده گروه P.O.D روي صحنه مياد و به طور مشترك با گروه به اجراي اين آهنگ ميپردازن.

با شروع سال 2004 گروه سري تورهاي Meteora World Tour رو با گروههاي P.O.D, Hoobastank و Story of The Year آغاز ميكنه. Linkin Park اعلام ميكنه كه اين آخرين تور بين المللي خواهد بود كه پس از انتشار آلبوم Meteora انجام خواهند داد و بعد از اين تور تا انتشار آلبوم بعديشون توري برگزار نخواهند كرد.

در طول برگزاري تورها ويديوي From The Inside به صورت بين المللي منتشر شد. پس از Meteora World Tour گروه كار بر روي ويديوي جديد خودش رو با نام Breaking The Habit آغاز ميكنه. براي ساخت اين ويديوي از انيميتورهاي ژاپني استفاده شده و كار ساخت انيميشن هم در همان استوديويي كه صحنه هاي فيلم Kill Bill گرفته شده، انجام شده و كار كارگرداني اين ويديو هم بر عهده Kazuto Nakazawa و Joe Hahn بوده. (توضيحات بيشتر در قسمت Videography). قبل از انتشار Breaking The Habit آهنگ Lying From You به عنوان يك Single راديويي منتشر شد.

Linkin Park براي سومين بار سري تورهاي Projekt Revolution خودش رو برگزار ميكنه كه بزرگترين سري از اين تورها بود كه شامل دو Stage ميشد و قسمتهاي مختلفي هم براي تفريح در نظر گرفته شده بود و ميشه گفت بيشتر شبيه يك شهر بازي بود كه به همين خاطر گروه نام اين سري از تورها رو Revolution Village گذاشته بود. حاضرين در هنگام ورود به اين دهكده ميتونستن از هر دو Stage كه در يك زمان گروههاي مختلف بر روي اونها به اجراي برنامه ميپرداختن استفاده كنن و در بين برنامه هم از برنامه هاي تفريحي ديگه لذت ببرن. از اين لحاظ ميشه گفت شباهت زيادي به Ozzfest و Vans Warped Tour داشت. Stage اصلي شامل گروههاي Linkin Park, Korn, Snoop Dogg, The Used و Less Than Jake بود و Stage شماره دو هم شامل گروههاي  Ghostface, Funeral For A Friend, M.O.P, downset, No Warning, instruction و Autopilot Off بود. DJ Z-Trip هم همراه گروه در كنسرتها حضور داشت و در بين اجراها برنامه اجرا ميكرد. همينطور Ivan هم كه يك Break Dancer شناخته شده هست هر از گاهي رو Stage ظاهر ميشد و برنامه اجرا ميكرد. علاوه بر اينها قسمتي به نام Remixing Stages وجود داشت كه در اون بازديدكننده ها با امكاناتي كه در اختيارشون قرار داده شده بود به ميكس كردن آهنگهاي اجرا شده در تور ميپرداختن و در آخر هم برنده از بين شركت كننده ها انتخاب ميشد. Projekt Revolution سال 2004 به عنوان پرفروش ترين تور سال انتخاب شد.

اواخر سال 2004، Linkin Park اعلام كرد كه قصد داره به درخواست شبكه MTV با Jay-Z براي انتشار يك آلبوم همكاري كنه. نتيجه اين همكاري آلبومي EP به نام Collision Course بود كه در تاريخ 30 نوامبر سال 2004 منتشر شد. اين آلبوم شامل تركيبي از هفت آهنگ Linkin Park با شش آهنگ از Jay-Z بود. اولين Single از اين آلبوم Numb/Encore نام داشت كه پس از انتشار رتبه نخست جدول موسيقي رو به خودش اختصاص داد و به مدت شش ماه همچنان در مكان اول جدول قرار داشت، براي همين ميرفت كه جايزه Grammy رو از آن خودش كنه. آلبوم هم خودش پس از انتشار در مكان اول پرفروشهاي جدول قرار گرفت.

چهارمين ورژن از LPU هم ماه نوامبر منتشر شد. آلبوم چهارم شامل دو آهنگ جديد بود. آهنگ اول كه حدود دو دقيقه زمانش بود، Sold My Soul to Yo Mama نام داشت كه توسط Joe Hahn ساخته شده بود و آهنگ بعدي Standing in the Middle نام داشت كه براي ساخت اين آهنگ با Motion Man همكاري شده بود. Standing in the Middle در سال 2001 ضبط شده بود و يك آهنگ تمريني براي ضبط آلبوم Reanimation به حساب ميومد. Motion Man سرانجام با Kutmasta Kurt آهنگ In The End رو براي آلبوم Reanimation ريميكس كرد كه با نام Enth E ND بر روي آلبوم قرار گرفت.

 

 

 

از سال 2005 تا به امروز

 

سال 2005 تقريبا سالي آرام براي Linkin Park به شمار ميره. گروه در اين سال موسسه اي خيريه به نام Music For Relief تاسيس كرد كه كارش كمك به حادثه ديدگان بلاهاي طبيعي هست مثل فاجعه سونامي و طوفانهاي Katrina و Rita كه جان بسياري رو گرفت و خيليها رو بي خانمان كرد حتي در سايت اصلي اين موسسه اطلاعيه هم مبني به درخواست كمك براي حادثه ديدگان زلزله بم ايران  قرار گرفته بود. گروه دو كنسرت در سال 2005 اجرا كرد يكي در ايالت كاليفرنيا براي موسسه Music For Relief و ديگري در كنسرتهاي معروف Live 8 براي كمك به فقراي آفريقا كه اين سري از كنسرتها به طور همزمان در سراسر دنيا برگزار شدند، و Linkin Park در فيلادلفيا حضور داشت.

در ماه May گروه اعلام كرد كه به دليل نداشتن اعتماد قصد داره قراردادش رو با شركت Warner Bros. فسخ كنه و به دنبال شركت جديدي براي عقد قرارداد ميگرده. Linkin Park طبق قراردادي كه از سال 2000 با شركت Warner Bros امضاء كرده بود بايد چهار آلبوم رسمي ديگه از طريق اين شركت منتشر ميكرد. در ماه دسامبر سال 2005 گروه بالاخره پس از رايزني هايي كه انجام ميدن اعلام ميكنه كه به توافقهايي با شركت Warner Bros. براي ادامه همكاري رسيدن. طبق توافقنامه جديد كه مورد تاييد دوطرف رسيد قرار شد كه شركت Warner Bros. براي انتشار آلبوم جديد گروه يك و نيم ميليون دلار پيش پرداخت كنه و علاوه بر اين حق الزحمه گروه هم به بيست درصد به ازاي هر نسخه فروش آلبوم، افزايش پيدا كنه. مدت زمان اعتبار قرارداد هم منوط ميشه به انتشار 5 آلبوم ديگه توسط گروه. يعني به عبارتي طبق قرارداد قبلي و فعلي گروه ملزم به انتشار كلا يازده آلبوم از طريق شركت وارنر خواهد بود يعني يك آلبوم بيشتر از قرارداد قبليشون.

در ماه جولاي Mike Shinoda اعلام ميكنه كه در حال انجام يك پروژه جانبي در سبك Hip-Hop به نام Fort Minor هست. به گفته Mike هدفش از انجام اين كار بازگشت به سبك اصلي خودش در موسيقي يعني Hip-Hop هست. Mike ميخواست با اين كارش با دوستان قديمي خودش همكاري داشته باشه، چيزي كه خيلي وقت بود آرزوش رو داشت يعني همكاري با گروه Styles of Beyond (كه اين گروه در حال حاضر با شركت موسيقي مخصوص Linkin Park يعني Machine Shop Recprds قرارداد امضاء كردن) ، Black Thought از گروه The Roots و همچنين Common (كه جزو اونهايي هست كه در تهيه آلبوم Reanimation نقش داشته).

حدود يك ماه قبل از انتشار آلبوم Fort Minor آهنگ Remember The Name در اينترنت منتشر شد و شركت وارنر هم سايتي رو كه ارتباطي با اين موضوع نداشت تهديد كرد و خيلي از سايتها رو كه اين آهنگ رو براي دانلود روي سرورهاشون گذاشته بودن مجبور كرد كه آهنگ رو از رو سايتشون بردارن. آهنگ Remember The Name بر روي بازي NBA Live 2006 قرار داره و خيلي از شبكه هاي ورزشي از اين آهنگ در طول مسابقه فينال بسكتبال در سال 2006 استفاده كردن.

در تاريخ 30 اكتبر سال 2005 آلبوم Mixtape گروه Fort Minor با نام DJ Green Lantern Presents Fort Minor: We Major در اينترنت منتشر شد و خيلي از طرفداران Fort Minor در اينترنت به دنبال اين آلبوم بودن تا اينكه سايت RapBasement.com اين آلبوم رو به طور كامل براي دانلود در دسترس قرارداد. در تاريخ 22 نوامبر سال 2005 بالاخره اولين آلبوم گروه Fort Minor با نام The Rising Tied منتشر شد. اولين Single از اين آلبوم Petrified نام داشت كه هنوز خيلي از شبكه ها پخشش ميكنن. با اينكه اين آلبوم مورد توجه خيلي از طرفداران سبك Hip-Hop قرار گرفت ولي نتوست در جدول موسيقي موفق ظاهر بشه. اما در سال 2006 با انتشار سومين Single از اين آلبوم به نام Where’d You Go كه مورد توجه همه قرار گرفت باعث شد كه اين آهنگ در مكان چهارم جدول Billboard Hot 100 قرار بگيره.

Chester Bennington هم در حال كار بر روي آلبوم سولوي خودش با همكاري  Amir Derakh(كه اصليت ايراني داره) و Ryan Shuck از گروه Orgy هست. پروژه انفرادي Snow White Tan ، Chester نام داره. يكي از آهنگهاي اين گروه The Morning After نام داره كه اين آهنگ رو Chester قبل از ورودش به گروه Linkin Park ساخته بوده و براي پروژه سولوش مجددا در استوديو ضبطش كرده. علاوه بر اين Bennington با Amir Derakh و Ryan Shuck در گروه ديگري با نام Julien-K همكاري ميكنه و هنوز هم دقيقا معلوم نيست كه سهمش از اين همكاري در چه قسمتي هست. همچنين Chester گروهي به نام Bucket of Weenies تشكيل داده كه به كاور كردن آهنگها ميپردازن و اخيرا آهنگ The Morning After رو در جشن سالگرد Club Tattoo با همين گروه كاور كردن. گفته ميشه كه آلبوم گروه Snow White Tan بعد از انتشار آلبوم سوم گروه Linkin Park منتشر خواهد شد.

به خاطر پروژه هاي جانبي كه Chester و Mike در اين مدت دنبالش بودن و انجام دادن خيلي از طرفداران شايعه هايي رو مبني بر از هم پاشيدن گروه Linkin Park درست كردن كه Mike و Chester هر دو اين شايعات رو رد كردن. طبق گفته Mike و ديگر اعضاي گروه Linkin Park در حال كار بر روي آلبوم جديدش هست و چندين آهنگ Demo هم ضبط كردن. قرار بود آلبوم جديد گروه اواخر تابستان 2006 منتشر بشه كه اين امر تحقق نيافت و طبق آخرين اخبار كه Mike در گفتگوي خودش با اعضاي LPU انجام داده اعلام كرده كه آلبوم جديد اوايل سال 2007 منتشر خواهد شد.

ورژن شماره پنج LPU هم 21 نوامبر سال 2005 منتشر شد كه CD اين ورژن شامل اجراهاي زنده گروه در كنسرت Live 8 بود.

در ماه نوامبر توسط Phoenix اعلام شد كه Linkin Park آهنگ جديدي رو براي آلبوم Mixtape شركت Machine Shop Records ضبط كرده ولي هنوز منتشر نشده. در ماه دسامبر 2005 اعلام شد كه Mike Shinoda به عنوان دستيار تهيه آلبوم جديد گروه انتخاب شده. قبل از اين Mike آلبوم Hybrid Theory EP و Collision Course رو هم تهيه كنندگي كرده بود. در تاريخ 8 فوريه سال 2006 گروه Linkin Park خبر داد كه تهيه كننده آلبوم جديدشون رو انتخاب كردن و او كسي نيست غير از مرد اسطوره اي يعني Rick Robin كه با گروههاي بزرگي مانند The Beastie Boys, Weezer, Metallica, Audioslave, Slipknot, Rage Against The Machine, Red Hot Chili Peppers, System Of A Down و گروههاي بيشمار ديگه كار كرده.

در طول برگزاي مراسم Grammy Award سال 2006 گروه آهنگ تركيبي به نام Yester/Numb رو به همراه Jay-Z و Paul McCartney اجرا كرد.

در طول مراسم Grammy مجله Rolling Stone مصاحبه اي رو با Chester انجام داد در مورد آلبوم جديد كه Chester عنوان كرد آلبوم جديدشون نسبت به آلبومهاي قبليشون متفاوت تر خواهد بود كه تركيبي از Rap و Hard Rock بوده. آلبوم جديد به گفته Chester غمناك، ترسناك و ملوديك خواهد بود. به گفته او آلبوم جديد سبكي سنگين نخواهد داشت ولي ديوانه كننده خواهد بود. اين لغاتي بود كه Chester براي تشبيه آلبوم جديد ازشون استفاده ميكرد. به گفته او گروه تا به حال بيش از پنجاه آهنگ براي آلبوم جديد ضبط كرده و در حال حاضر هم در مراحل ضبط به سر ميبرن. Linkin Park اخيرا در فستيوالي با شركت گروههاي بزرگي مثل Metallica در كشور ژاپن به نام Summer Sonic Festival شركت كرد كه در اين كنسرتها آهنگ جديدي رو اجرا كردن كه با نام نسبتا عجيب QWERTY در ليست قرار داشت. البته به احتمال زياد اين نام اصلي آهنگ نيست. Mike جايي اظهار كرده كه هنوز مشخص نيست كه اين آهنگ بر روي آلبوم جديد قرار بگيره يا نه. به گفته Mike متن آهنگ رو زماني كه داشتن داخل هواپيما به سمت ژاپن ميرفتن نوشتن و چون از اين آهنگ خوششون اومده تصميم گرفتن تا در كنسرت جديدشون اجرا كنن. (احتمالا به خاطر تنوع!)

 

و Linkin Park همچنان جريان دارد ...!

 

منبع: Ouch

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 13:19 |
ببخشید که دیر شد این کلاسا امون واسم نمی ذاره.

..................................

لینکین پارک:

شناسنامه گروه:

نام گروه:لینکین پارک                     تشکیل گروه:1996در لوس آنجلس آمریکا

سالهای فعالیت:از دهه نود تا کنون

اعضای گروه:جوزف هان.میک شینودا.چستر بنینگتون.براد دلسون.راب بوردون.داران((فونیکس))فارل

ژانر:راک شیوهای کاری:پست گرانج.آلترناتیومتال

گروهای مشابه:سالیوا.پاپاروچ.لیمپ بیزکیت.ریج ایگنت دماشین

گروه دنباله روی این گروه:EVANSCENCE

آلبومهای گروه:

هایبرید تری سال2000 کمپانی برادران وارنر

METEORA سال2003 کمپانی برادران وارنر

فیلمهایی که از موسیقی این گروه برای ساند ترک خود استفاده کرده اند:

دراکولا2000 ولنتاین نیکی کوچولو ماتریکس:ریلودد

چگونگی تاسیس گروه:

اینگروه حرفه خود را ازسال 1996 شروع کرد.دهه90 دهه ای بود کهدیگر از موسیقی متال اصوات دلنشینی شنیده نمیشد.در این میان 4 جوان دبیرستانی به نامهای"براد دلسون"."مایک شینودا"."راب بوردون"و"فونیکس فارل"

گروه "XERO"راتشکیل دادند.در این میان رپ خوانی های مایک سبک جدید و متفاوتی نسبت به گروهایی مثل کورن ولیمپ بیزکیت ترسیم کرده بود.عمده محبوبیت گروه ورود چستر بنینگتون دومین خوانندهاین گروه بود که توانست به سرعت خود را به عنوان خواننده اول گروه تثبیت کند.

بیوگرافی خوانندهای گروه:

براد دلسون

پسر زشت یک خوانواده یهودی که در اول دسامبر 1997 درآگورای کالیفرنیا متولد شد.

یک عضو اصلی گروه که با آن همه دم زدن از موسقی با شنیدن صدای "بیریتنی اسپیرز"چنان به وجد میآید که گروه او را مایه ننگ خود میدانند.!!!

او اولین گیتار خود را به عنوان هدیه تولد زمانی دریافت کرد که در کلاس ششم تحصیل میکرد.او به عشق موسقی و در رویای تشکیل یک گروه تحصیل را رها کرد.اما بعد از مدتی فهمید که درس یکی از مهمترین چیزهایی است که در روند زندگی نقش دارد.اما باز هم بعد از اعلام قبول شدن اودر مدرسه حقوق او از درس زده شد چون او مدرسه موسقی را ترجیح میداد .به این صورت شد که موسیقیجای درس را گرفت.

اما بدشانسی او ادامه داشت تا جایی که به یاد دوست دوران نوجوانیش افتاد واین راه روشنی بود برای او"مایک شینودا"کسی بود که براد را از بد شانسی ها نجات داد.

مایک شینودا

یک نیمه ژاپنی عاشق گروه TOOL" ."مایکل کن جی شینودا" در یازدهم فوریه 1997در آگورای کالیفرنیا به دنیا آمد.شاید روابط دور خاندان وی با آهنگساز مشهور"چایکوفسکی"ریشهای موسیقی را در وجود این پسر بچه پایه گذاری کرد.او موسیقی را با آموختن پیانو اغاز کرد و هنوز هم عشق به آهنگهای کلاسیک در او دیده میشود.

مایک وبراد هر دو در یک دبیرستان تحصیل میکردند.این دو همدیگر را در کلاس هفتم ملاقات کردند.این دبیرستان فرد دیگری را نیز به علاقه مندان به موسیقی هدیه کردو او کسی نبود جز"راب بوردون"

راب بردون

او هم یک یهودی بود که در کالاباس کالیفرنیا به دنیا آمداو متولد بیستم ژانویه سال1979 میباشد.او هم با پیانو و موسیقی کلاسیک آغاز کرد.اما او زودتر از دیگران کا کردن در یک گروه حرفهای را تجربه کرد.او تنها 13 سال داشت که به عنوان نوازنده درام(جاز)وارد چندین گروه شد.آشنایی راب وبراد باعث شد آنها به فکر تشکیل یک گروه بیفتندونتیجه آن گروهRELATIVE DEGREE بود.مخلوطی از سبکهای راک فانک ورپ که علارغم کوشش 2 ساله آنها به جایی نرسید.راب برای گذراندن زندگی باید کاری پیدا میکرد و در این اثنا به پیش خدمتی رو آورد ولی هرگز تحصیل را رها نکرد و شاید بزرگترین شانس زندگی او رفتن به کالج پاسادانا بود.جایی که علاوه بر ملاقات با برادومایک با جو نیز آشنا شد.

جو هان

از والدین کره ای در 15 مارچ سال1977 ودر گلندال کالیفرنیا متولد شد.او با ساختن قسمتهایی ازانیمیشن "قلمرو ارواح" به شهرت اندکی دست یافت.او در بعضی از فیلمها نیز طراح هیولاهای عجیب بوده.اما عشق به موسیقی در او در حال تحول بود.شاید بد ترین اشکال او دو شخصیتی بودنش باشد نام شخصیت دوم آن رمی است.

او بسیار جدی است و هیچگونه نشانهای از خوشی در او وجود ندارد..در بعضی موارد او دست به حرکاتی عجیب میزند که بیشتر از دیوانه ا میتوان این حرکات را دید او این اخلاق و حرکاتش را به گردن رمی(شخصیت دومش)میندازد.او عاشق DJزدن است و این عشق او را بهMR. DJ HAHN معروف کرد

نظر یادتون نره ...

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 13:15 |
با سلام

ممنون از همه ی شما عزیزان

دوستان زیادی در خواست داده بودن که بیوگرافی لینکین پارک رو بزارم

چشم من از امشب شروع به آپلود آهنگ های لینکین پارک کردم و سعی

کردم حداکثر تا ۲ روز دیگه براتون بزارم

بای نظر یادتون نره   

www.pro-hackers.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 22:16 |
                توجه                                                                 توجه

متاسفانه به خاطر شروع کلاسام نمی تونم زیاد به روز کنم. اینه که تصمیم گرفتم از خودتون کمک بخوام تا با کمک هم این وبلاگو اداره کنیم.

تا الان که آقا مصطفی زحمت کشیدن و به من یوستند. در صورت تمایل در قسمت نظرات اسم و فامیل و میلتونو به من بدید تا وارد کنم.

در ضمن لازم می دونم که اعلام کنم که این افراد تنها همکار من محسوب می شوند نه چیز دیگه.

+ نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 1:28 |
امشب اي ماه به درد دل من تسكيني                          
 آخر اي ماه تو هم درد من مسكيني
 
كاهش جان تو من دارم و من مي  دانم                
 كه تو از دوري خورشيد چه ها مي بيني
 
 
+ نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 1:19 |

:Coming Back To Life

Where were you when I was burned and broken

While the days slipped by from my window watching

Where were you when I was hurt and I was helpless

Bacause the things you say and the things you do surround me

while you were hanging yourself on someone else's words

Dying to bellieve in what you heard

I was staring straight in to the shining sun

 

Lost in thought and lost in time

While the seeds of life and the seeds of chenge were planted

Outside the rain fell dark and slow

While I pondered on this dangerous but irresistible pastime

I took a heavenly ride through our silence

I knew the moment had arrived

For killing the past and coming back to life

 

I took a heavenly ride through our silence

I knew the waiting had begun

And headed straight ... in to the shining sun

...........................

بازگشت به زندگی:

کجا بودی آن هنگام که سوختم و شکستم

هنگامی که روزها از پی هم می گذشتند و من از پنجره ام می نگریستم؟

کجا بودی آن هنگام که آزرده بودم و بی پناه؟

چرا که آن چه می گویی و آن چه می کنی مرا در بر گرفته

آن هنگام که به واژه های کسی دیگر دل بسته بودی

و می مردی تا آن چه را می شنوی باور کنی

من راست به آفتاب درخشان خیره شده بودم.

 

غرق در اندیشه و غرق در زمان

در حالی که بذرهای زندگی و بذرهای تغییر کاشته می شد

بیرون باران می بارید تیره و آهسته

در حالی که من می اندیشیدم به این گذران خطرناک اما مقاومت ناپذیر

آسمانی تاختم از میان سکوتمان

می دانستم که آن لحظه رسیده است

برای کشتن گذشته و بازگشت به زندگی

 

آسمانی تاختم از میان سکوتمان

می دانستم که انتظار آغاز شده است

و راست رفتم... به سوی خورشید درخشان.

............................

:Lost For Words

I was spending my time in the doldrums

I was caught in a cauldron of hate

I felt persecuted and paralysed

I thought that everything else would just wait

 

While you are wasting your time on your enemies

Engulfed in a fever of spite

Beyond your tunnel vision reality fades

Like shadows in to the night

 

To martyr yourself to caution

Is not going to help at all

Because there'll be no safety in numbers

When the right one walks out of the door

 

Can you see your days blighted by darkness?

Is it true you best your fists on the floor?

Stuck in a word of isolation

While the ivy grows over the door

 

So I open my door to my enemies

And I ask could we wipe the slate clean

But they tell me to please go fuck myself

You know you just can't win.

.........................................

در جستجوی کلمات:

وقتم را در افسردگی می گذراندم

در دیگی از نفرت گرفتار بودم

خودم را آزرده و فلج حس می کردم

فکر می کردم که هر چیز دیگری بی اهمیت است

 

در حالی که وقت خود را بر سر دشمنانت هدر می دهی

غرق در تبی از کینه

آن سوی دید تنگ تو واقعیت محو می شود

مثل سایه هایی در درون شب

 

قربانی کردن خودت در راه احتیاط

هیچ کمکی نخواهد کرد

زیرا امنیتی در جمع نیست

وقتی که اصل کار از در بیرون رود

 

می بینی که روزهایت را تاریکی تباه کرده؟

راست است که به زمین مشت کوبیدی؟

به دام افتادی در دنیایی از انزوا

در حالی که پیچک دور در قد می کشد

 

پس در را به روی دشمنانم باز کردم

و پرسیدم که می شود دلهایمان را صاف کنیم؟

اما آن ها می گویند که بروم به جهنم

می دانی که برنده نخواهی شد.

+ نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 0:56 |
سلام دوستان. از ۱۲ تیر که کلاسای من شروع میشه من دیگه نمی تونم زیاد به روز کنم. بنابر این تصمیم گرفتم کس دیگه ای هم با خودم شریک کنم.

مصطفی و من تلاش می کنیم که برای هر چه بهتر شدن این بلاگ تلاش کنیم. اما همچنان به کمک شما نیازمندیم و امیدوارم که ما رو در این امر یاری کنید.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.

+ نوشته شده توسط پرستو در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 17:48 |
 سلام.
اینم به خاطر آقا اشکان.باز می گردم اگه تونستم چیز دیگه ای هم برات پیدا کردم می ذارم. فعلا اینو داشته باش تا بد.
..............................................
 اسنوپ داگ

او در روز 20 اکتبر 1971 در Long beach در California به دنیا آمد. نام اصلی او Calvin Cordozar Broadus می باشد. مادر او در کودکی او را با نام Snoopy صدا می کرد و او  نام Snoop doggy dogg را به عنوان نام هنری خود بر گزید (که بعد ها به Snoop dogg تغییر کرد). او بعد از اینکه از دبیرستان فارغ التحصیل شد، سه سال با پلیس به خاطر مواد مخدر و شرارت درگیر بود و مرتب به زندان می افتاد. او در این سالها، به خواندن رپ مشغول شد و با دوست خود Warren G که برادر ناتنی Dr Dre بود، اهنگهای خود را به صورت غیر حرفه ای  می ساختند. به این صورت بود که او با Dr Dre آشنا شد و آهنگ فیلم Deep covec را با همدیگر ساختند، سپس آلبوم Chronic هم با شراکت Snoop در بعضی آهنگها آماده شد...

سپس در نوامبر سال 1993 آلبوم Doggystyle را از استودیوی Deat row records بیرون داد. این آلبوم اولین آلبوم رپ بود که شماره یک جدولها شد (ایول!!!) و رپ را از حالت سکون در آورد. آهنگهای What's my name و Gin and juice به Top ten راه یافتند و آلبوم چندین ماه در جدولها ماند. در 1994 هم در فیلم Murder was the case چند آهنگ اجرا کرد.

سپس او در سال 1996 آلبوم Doggfather را بیرون داد. این آلبوم بدون کمک Dr Dre ساخته شد، چون او قبلا Death row records را ترک کرده بود. ( این آلبوم را با کمک Daz و DJ Pooh ساخت.) در سال 2000 هم آلبوم The last meal را ساخت. Dr Dre حدود 4 سال بر روی آهنگسازی این آلبوم کار کرد. (واقعا شاهکاریه در رپ. خیلی هم آلبومش نایابه، کسی داره به منم بده! فقط نمی دونم چرا کم جایزه برده، شماره 4 در جدول رپ آمریکا. فکر کنم به صورت رسمی نبوده آلبومش...)

 

در سال 2002 او اعلام کرد که قصد دارد کشیدن سیگار و گرس و نوشیدن مشروب را ترک کند. در همین سال هم آلبوم Paid tha cost to be da boss را بیرون داد. ناگفته نماند که او از طرفداران موسیقی کلاسیک و هوی متال است و گروه متالیکا ار دوست دارد. در سال 2003 هم در کنسرت آنها شرکت کرد و آهنگ اجرا کرد.

او در 21 می 2004 قصد طلاق از همسرش Shante Broadus را داشت، ولی با هم آشتی کردند. او سه فرزند با نامهای Corde ، Cordell و Corie دارد. در همان سال او با Nate doog و Warren G گروه 213 را دوباره تشکیل دادند و آلبوم The hard way را بیرون دادند که آهنگ Groupie Luv آن، شماره 4 در جدول US Billboard 200 شد. (213 کد شهر Long beach است.) (LBC هم که او در آهنگهایش به کار می برد به معنی Long beach, California می باشد.)

او در سال 2004 استودیوی Star trak را تاسیس کرد و آلبوم R&G (Rhythm and Gangsta) The master piece را بیرون داد. آهنگ Dropp it like it's hot این آلبوم، اولین آهنگ او بود که شماره یک را در جدولها به خود اختصاص داد. آهنگ Signs هم که با Justin Timberlake و Charlie wilson خواند، نشان داد که می تواند با خوانندگان پاپ هم آهنگ بخواند، بدون اینکه به کارش لطمه ای بزند.

او اخیرا اعلام کرده که آلبوم بعدی او با نام The Blue carpet treatment با کمک Dr Dre ساخته خواهد شد. این حرف نشان می دهد که شایعات به هم خوردن رابطه این دو رپر بزرگ با هم پایان یافته است. او در آلبوم Detox از Dr Dre حضور خواهد داشت.

 Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com

+ نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 17:18 |

استینگ که اسم اصلیش " گوردون سامر " است در سال 1951 از یک پدر شیرفروش و مادری آرایشگر در انگلیس به دنیا آمد . استینگ در کنار آرایشگری از مادرش درس پیانو کلاسیک را هم می آموخت . در واقع مادر او اولین معلم او بود . او که علاقه زیادی به موسیقی پیدا کرده بود با توجه به آموزش پیانو کلاسیک توانست بورسیه ی موسیقی دریافت کند و در مدرسه به رشته خود ادامه بدهد . اما همیشه دنبال گیتار هم بود . با این حال تاثیر تنوع موسیقی در پیانو را بیشتر دوست داشت. استینگ که درس موسیقی را تمام کرده بود ، با باتریست استوآرت کپلند و گیتاریست اندی سامرس در لندن آشنا شد و گروه معروف د پلیس را تشکیل داد . گروه پلیس را از سال 1977 تا 1983 ادامه دادند و روی شعرهایی امضا کردند که به دلیل حرفهایی که در آنها زده می شد بعضی مواقع از طرف بی بی سی ممنوع شده بود . " رکسانا " که آن دوران چندان شناخته نشده بود ، اکنون با اجرای سولوی استینگ ، به شعری ماندگار تبدیل شده است . آخرین آلبوم گروه که در سال 1983 بیرون آمد تا یک سال در صدر جدول فروش آلبوم ها قرار داشت . با تمام توجهی که به گروه پلیس شده بود نمی توان موفقیت هایی که استینگ در کارهای سولو به دست آورده بود را نادیده گرفت . برخلاف تمام خواننده هایی که از گروه جدا می شوند و نمی توانند به صورت سولو موفقیتی کسب کنند ، استینگ این کار را کرد . بعد از جدا کردن راه خودش از گروه پلیس توانست با آلبومهایش موفقیت های بزرگی را کسب کند . استینگ که دیگر از استادان بزرگ دنیای موسیقی شده بود با شعرهای کلاسیکی مانند " مرد انگلیسی در نیویورک " ، " گل صحرایی " ، " احتمالاً منم " ، " ماشین دزدیده شده " ، " شکل قلب من " و " نگران درباره تو " خود را جزء خواننده هایی قرار داد که نامی ماندگار دارند . او در این سالها با موسیقی ای کار می کند که بیشتر در مورد افکار انسانها است تا صفاتشان . مخصوصاً در آلبوم " برند نیو دی " که رابطه های" نیو اج " با " راک" را نزدیک کرد و وابستگی های بین " هیپ هاپ " و" جاز" و " کانتری " با" داب " را استنطاق نمود ، نمونه هایی خوب برای این طرز تفکر جدید استینگ هستند که وقتی با صدای متفاوتش و اتمسفری خفقان آور و مضمونی ثروتمند ، آمیخته می شوند ، انسان را به جایی دیگر می برد . وقتی که داشت در گروه " د فونیکس جازمن " می نواخت ، به خاطر اینکه بین خودش و دوستش" گردن سالومن " فرقی ایجاد شود لقب " استینگر " را گرفت ، چون هیچ فرقی با دوست نوازنده اش نداشت ، از قیافه گرفته تا لباس زرد و سیاه و بعدها این لقب را کوتاه کرد . آن روز الآن است که اسم استینگ را دارد . استینگ که همینطور قدرت شنوایی خود را از دست می دهد می گوید : از دست دادن استعداد شنیدن نمی تواند مانع شعر ساختن و خواندن شود و همینطور هم هست . چرا که اکنون استینگ غیر از گیتار بیس ( که ساز اصلی اوست ) و گیتار ، پیانو ، ویلن سل ، ساکسیفون ، فلوت ، ماندولین و آرمونیکا نیز می نوازد و می گوید : برای کسانی که برایشان این مساله قابل قبول نیست می توانند از تنوع موسیقی ای که در آلبوم هایم هست متوجه شوند . استینگ قبل از اینکه خواننده گروه پلیس شود ، معلم انگلیسی و معلم فوتبال هم بود و دو دکترای افتخاری هم دارد و همچنین 16 جایزه گرمی هم از افتخارات وی می باشد که پنج تا از این جایزه ها را زمانی که در " پلیس " بود گرفتند . استینگ که در سال 1982 صدای مردم شیلی را که در مقابل یک واقعه سیاسی در کشورشان ، عصیان کرده بودند را شنید ، اکنون از آینده ، تخیلات و باران بحث می کند و هنوز هم به عنوان موزیسینی که پنجاه و پنجمین سال زندگی خود را می گذراند ، موسیقی ای درخور خود می سازد .

و چند معنی از اشعار استینگ :

Desert Rose

I dream of rain

باران را تخیل می کنم

I dream of gardens in the desert sand

در شن های بیابان ، باغچه ها را تخیل می کنم

I wake in pain

در میان دردها بیدار می شوم

I dream of love as time runs through my hand

وقتی که زمان از دستهایم جریان پیدا کرده و می رود ، عشق را تخیل می کنم

I dream of fire

آتش را تخیل می کنم

Those dreams are tied to a horse that will never tire

این تخیلات یک آویزی به گردن اسبی خسته ناپذیر هستند

And in the flames

و در درون آتش ها

Her shadows play in the shape of a man's desire

سایه های او ، به صورتی که یک مرد می خواهد ، بازی می کنند

This desert rose

این گل صحرایی

Each of her veils, a secret promise

هر نقاب او یک قسم پنهان است

This desert flower

این گل صحرایی

No sweet perfume ever tortured me more than this

هیچ بوی گلی از این بیشتر من را شکنجه نکرده بود

And as she turns this way

و او به این سو بر می گردد

She moves in the logic of all my dreams

او در منطق تمام خیالات من حرکت می کند

This fire burns

این آتش می سوزد

I realize that nothing's as it seems

متوجه هستم که هیچ چیز همانی نیست که دیده می شد

I lift my gaze to empty skies above

نگاهم را به آسمان خالی بالا می دوزم

I close my eyes, this rare perfume

چشمهایم را می بندم ، این بوی عالی

Is the sweet intoxication of her love

سرمستی با مزه ی عشق است

This desert flower

این گل صحرایی

Sweet desert rose

گل صحرایی شیرین

This memory of Eden haunts us all

خاطره های بهشت همه ی ما را زیارت می کند

This desert flower, this rare perfume

این گل صحرایی ، این بوی عالی

Is the sweet intoxication of the fall

مستی بامزه ی افتادن است

------------------------------

Englishman In New York

I don't take coffee I take tea my dear

قهوه نمی خواهم ، چای می گیرم ، عزیزم

I like my toast done on one side

می خواهم که کنارش هم تُست باشد

And you can hear it in my accent when I talk

و وقتی حرف می زنم می توانی از لهجه ام بفهمی

I'm an Englishman in New York

من یک انگلیسی در نیویورک هستم

See me walking down Fifth Avenue

من را می توانی وقتی که در میدان پنجم قدم می زنم ببینی

A walking cane here at my side

یک عصایی که کنار من راه می رود

I take it everywhere I walk

به هر جایی که می روم می برمش

I'm an alien I'm a legal alien

یک خارجی هستم ، یک خارجی قانونی

I'm an Englishman in New York

من یک انگلیسی در نیویورک هستم

If, "Manners maketh man" as someone said

اگر " رفتارهایی که انسان را می سازد " ، مثل چیزی است که گفتند

Then he's the hero of the day

آن موقع آن شخص قهرمان روز هست

It takes a man to suffer ignorance and smile

کسی که از جهل خجالت نمی کشد آدم را خوشبخت می کند

Be yourself no matter what they say

خودت باش ، فرقی نمی کند که آنها چه می گویند

Modesty, propriety can lead to notoriety

تواضع ، مالکیت ، می تواند راه را برای شهرتی بد باز کند

You could end up as the only one

می توانی تنها بمانی

Gentleness, sobriety are rare in this society

نجابت و هوشیاری در این جمع خیلی کم پیدا می شود

At night a candle's brighter than the sun

یک شمع در شب از نور خورشید هم درخشان تر است

Takes more than combat gear to make a man

از چرخ های جنگ برای انسان ساختن بیشتر بردار

Takes more than a license for a gun

از مجوز سلاح بیشتر بردار

Confront your enemies, avoid them when you can

با دشمانهایت روبرو شو ، وقتی امکان این وجود دارد که آرام باشی

A gentleman will walk but never run

یک جنتلمن راه می رود ، اصلاً نمی دود

--------------------------

Shape Of My Heart

He deals the cards as a meditation

ورق ها را به عنوان اندیشه پخش می کند

And those he plays never suspect

و وقتی که با آنها بازی می کند اصلاً تردید نمی کند

He doesn't play for the money he wins

برای پولی که برده ، بازی نمی کند

He doesn't play for the respect

برای احترام بازی نمی کند

He deals the cards to find the answer

ورق ها را برای اینکه جواب را پیدا کند پخش می کند

The sacred geometry of chance

هندسه مقدس شانس

The hidden law of probable outcome

قانون احتمالاً مخفی پایان

The numbers lead a dance

شماره ها رقصی را رهبری می کنند

I know that the spades are the swords of a soldier

می دانم که بیل ها شمشیر سربازها هستند

I know that the clubs are weapons of war

می دانم که چوبها سلاحهای جنگ هستند

I know that diamonds mean money for this art

می دانم که الماس ها برای این هنر یعنی پول

But that's not the shape of my heart

اما هیچ کدام شکل قلب من نیست

He may play the jack of diamonds

می تواند ( ورق ) خال خشت را بازی کند

He may lay the queen of spades

می تواند ( ورق ) بی بی را رو کند

He may conceal a king in his hand

می تواند ( ورق ) شاه را در دستش پنهان کند

While the memory of it fades

وقتی که خاطره او رنگ می بازد

And if I told you that I loved you

و اگر به تو می گفتم که تو را دوست دارم

You'd maybe think there's something wrong

احتمال داشت فکر کنی که بعضی چیزها دارند مخالف می روند

I'm not a man of too many faces

من کسی نیستم که صورتهای زیادی داشته باشد

The mask I wear is one

نقابی که استفاده کردم فقط یکی است

Those who speak know nothing

کسایی که حرف می زنند هیچ چیز نمی دانند

And find out to their cost

و ارزش زندگیشان را یاد می گیرند

Like those who curse their luck in too many places

مثل اینکه می توانند در جاهای زیادی شانسان را لعنت کنند

And those who fear are lost

و کسانی که ترسیدند الآن گم شدند

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 16:55 |
سلام اینو واسه آقا مصطفی گذاشتم. اگه چیز دیگه ای ازش پیدا کردم واست میذارم.

اگه کسی بیو گرافی،عکس یا چیز دیگه ای می خواد بگه که اگه تونستم براش بذارم. موفق باشید.

................................

استینگ

امروز می خوام از استینگ براتون بنویسم:

استینگ، یکى از مطرحترین چهره هاى موسیقى پاپ در دنیا و همچنین یکى از معروفترین خوانندگان و موزیسینهاى مدافع حقوق بشر و حامى حفظ محیط زیست چندى پیش تور کنسرتهاش در آلمان را در شهر مونیخ به پایان برد و مجموعه اى از ترانه هاى آخرین آلبومش یعنى Sacred Love عشق مقدس و همچنین قطعاتى جاودانى و قدیمى از یک عمر فعالیتهاى هنریش را به طرفداراش عرضه کرد.
جدائى Sting از گروه Police در سال ۱۹۸۴، اونهم بعد از هفت سال فعالیت موفق، همگى طرفدارهاى این گروه رو شوکه کرد، اما براى خود استینگ قدمى بود بس مهم و موفقیت آمیز.
او که در گذشته معلم ورزش و زبان انگلیسى بود، پس از جدائیش از Police سبک کارش را تغییر داد و برعکس ساخته هاى این گروه که در آنها رگه هائى از موسیقى راک و فانک با موسیقى پاپ پیوند خورده بود، عناصرى از موسیقى Jazz، موسیقى کلاسیک، موسیقى هاى بومى، موسیقى Country و Reggae را وارد ساخته هایش کرد. خودش هم نوازندگى گیتار باس را کم و بیش کنار گذاشت و سراغ گیتار رفت. اولین آلبوم سلوى Sting تحت عنوان The Dream of the Blue Turtles در سال ۱۹۸۵ منتشر شد و موفقیت زیادى کسب کرد.



او که در سال ۱۹۵۱ در نیوکاسلِ انگلیس به دنیا آمده، در عرصه آهنگسازى و ترانه سرائى، یکى مطرحترین چهره هاى دنیا محسوب میشود و از شخصیتهائى است که در موسیقى پاپ تاثیر و نفوذ زیادى داشته. نکته درخور توجه این که موفقیت Sting لحظه اى و کوتاه نبوده، بلکه او توانسته جایگاه و موفقیتش را در طى سالهاى متمادى حفظ کند.

The image “http://www.nndb.com/people/740/000024668/sting-tree.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

سیر صعودى استینگ در واقع از سال ۱۹۷۷ تا به حال ادامه دارد، یعنى از زمانى که به همراهى Stewart Copeland و Andy Summer گروه Police را به راه انداخت. بد نیست بدانید که اسم واقعى استینگ Gordon Sumner است و به خاطر علاقه اش به پولوورهاى راه راه زرد و سیاه، از همان دوران نوجوونى به Sting، به معنى تیغ و یا نیش شهرت پیدا کرده.
شکى نیست که Sting از معدود هنرمندهائى در عالم موسیقى است که در عرصه مسائل سیاسى و اجتماعى بسیار فعال هستند. این را از جمله میتوان در آخرین آلبومش یعنى عشق مقدس دید که از زمان انتشارش تا به حال جایزه هاى صفحه طلائى و پلاتین زیادى کسب کرده و بسیار موفق بوده.
همانطور که اشاره شد، یکى از ویژگیهاى این خواننده، موضعگیرى و اظهار نظر در مورد مسائل سیاسى و اجتماعى روز است. Sting در این راستا، از همان دهه هشتاد میلادى سعى کرده که از شهرت و محبوبیت خود نهایت استفاده را بکند. او علاوه بر تأسیس بنیادى به اسم Rainforest Foundation براى حفظ جنگهاى آمازون، در سازمان Green Peace و سازمان عفو بین الملل فعالیت دارد.
در سال ۱۹۹۹، Sting آلبومى به اسم Brand New Day منتشر کرد که بسیار موفق بود و یکى از ترانه هاش به اسم Desert Rose هم با توجه به همکاریش با شب مامى، یکى از خوانندگان معروف جهان عرب، محبوبیت زیادى کسب کرد. بعد از انتشار این آلبوم، Sting دست به برگزارى کنسرتهاى متعددى در کشورهاى عربى از جمله دبى، عمان و قاهره زد. که البته کنسرتش در مصر در دامان اهرام ثلاثه، نقطه اوج این برنامه ها بود.
ناگفته نماند که ترانه Desert Rose در قالب سى دى تک آهنگى هم روانه بازار شد. خود Sting میگوید: “وقتى من به تهیه کننده هاى کارهایم گفتم که میخواهم این ترانه را درآمریکا در قالب سى دى سینگل دربیاورم، شوکه شدند و گفتند هیچ فرستنده رادیوئى این ترانه را پخش نخواهد کرد، چون خواننده اى در آن به عربى میخواند. من هم در جواب گفتم که این مسئله برام مهم نیست و فرقى نمیکند.”

پافشارى و تلاش Sting هم در این راه و در عمل نتیجه بخش بود، خودش متذکر میشود: ”ترانه Desert Rose در تمام دنیا مشهور شد، در آمریکا، در کشورهاى عربى، در اروپا و حتى در اسرائیل. با وجود این ما نتونستیم کمکى به پیشرفت فرایند صلح خاورمیانه بکنیم.”

http://www.amnestyusa.org/musicforhumanrights/artists/images/artist_sting.jpg

بازتاب فعالیتها، نظرات و تأملات Sting درباره مسائل سیاسى و اجتماعى جهان را میتوان در آلبومهاى او دید، از جمله همین آلبوم آخرش. آلبوم عشق مقدس، یک آلبوم خالص سیاسى نیست، اما به گونه اى واکنش Sting است به فاجعه یازدهم سپتامبر که در جریان آن شمارى از دوستهاش را از دست داد.
دوازه قطعه آلبوم Sacred Love از عشق میگویند، از مرگ، جدائى و جنگ و همگى این ترانه ها در پس نواى تیره شان، لحنى امیدارکننده دارند و از عشقى سخن میگویند که میتواند، نجاتبخش روزهاى انسانها باشد.
باید گفت که ترانه هاى این آلبوم، از پیچیدگى خاصى برخوردارند و شاید گاهى براى شنونده دیرهضم باشند. با وجود این، قطعات آلبوم با توجه به ترکیب سالمشان از موسیقى پاپ، موسیقى بومى، Soul ، Country و موسیقى آمریکاى لاتین ، شنیدنى هستند.
حضور سبکها و عناصر گوناگون، یکى از بارزترین ویژگیهاى آخرین آلبوم استینگ است. براى نمونه در یکى از قطعات به اسم Send Your Love که حالا با هم میشنویم، Vincente Amigo، یکى از نوازندگان چیره دست گیتار فلامنکو، گوشه هائى به شکل سلو اجرا میکند و طبیعیست که در قطعه اى به این سبک، جاى کاستانیت یا قاشقک نباید خالى باشد. در قطعه اى دیگر به اسم کتاب زندگى من، The Book of my life ، انوشکا شانکار، دختر رواى شانکار، نوازنده اسطوره اى سى تار، همکارى داشته است.
انتشار آلبومهاى موفق و برگزارى کنسرتهاى متعدد در سراسر جهان نشاندهنده محبوبیت و جذابیت Sting و موسیقى او است. آلبومهایش در سراسر دنیا تا به حال ۷۰ میلیون بار به فروش رفته و خودش هم شش بار موفق به دریافت جایزه معروف Grammy شده. تلاشهاى پیگیر و فعالیت بى وقفه اش براى برخورد با مسائل سیاسى و اجتماعى حتى باعث شد که Sting در سال ۲۰۰۳ در حاشیه برگزارى مراسم اعطاى جوایز Grammy، به پاس خدمات بشردوستانه اش، به عنوان شخصیت سال انتخاب شود.
بد نیست به این هم اشاره کنیم که استینگ در نوسیندگى هم تجربه هائى کسب کرده و سال گذشته بیوگرافى خودنوشته اش رو تحت عنوان Broken Music، موزیک شکسته منتشر کرد که به زبان آلمانى هم ترجمه شده است. در این کتاب Sting از کودکیش میگوید و از سختیها و رنجهائى که در آن دوران متحمل شده، تا قدم به صحنه عالم موسیقى بگذارد.
او اولین تجربیات پیش و پاافتاده اش را در همون دوران بچگى با پیانوى مادربزرگش کسب کرد و سعى داشت که درد و اختلاف و جدائى پدر و مادرش را با موسیقى تسکین ببخشد. خودش دراین باره میگوید: ”موسیقى براى من نیروئى درمان بخش بوده و هنوز هم هست.” Sting در دوران نوجوانى و جوانى، به عنوان کمک راننده اتوبوس، کمک کارگر سر ساختمان، کارمند اداره دارائى و بالاخره به عنوان معلم کسب درآمد میکرد.
در اوسط دهه هفتاد به همراهى زن و نوزادش، بدون پول و سرمایه راهى لندن میشود و درآونجاست که گروه سه نفره Police شکل میگیرد. در سال ۱۹۷۸ترانه Roxanne پلى میشود براى رسیدن این گروه به شهرت و موفقیت و بیوگرافى خودنوشته Sting هم سرگذشت، خاطرات و تجربیات او را تا همین مقطع دربر میگیرد.

http://image.linotype.com/fontlounge/fontsinuse/sting.jpg               http://cache.idolator.com/assets/resources/2006/09/sting.jpg

 

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 16:48 |
بيوگرافي مارک

 اطلاعات؛

نام کامل:مارک مايکل پاتريک فيهيلي

تاريخ تولد:28 مي 1980

محل تولد:اسيلگو،ايرلند

مدرسه:کالج سامر هيل

الان کجا زندگي مي کنيد:اسيلگو، ايرلند

رنگ چشم:آبي

قد:1.80

سايز کفش:1/2 9

خالکوبي:خير

زخم/نشان:يک خال سمت راست پايين گردنش

خانواده:والدين؛اليور و ماري،دو برادر کوچکتر؛بري15،و کالين11،و يک سگ به نام اسنوپي

شغلهاي قبلي:تحويل پيتزا،دستيار عکاسي

خوندن از:وقتي که يادش مياد

 شخصيت؛

خودت رو در سه جمله توصيف کن:خجالتي،کم حرف اما صميمي

عادت بد:هميشه در حال آواز خوندن

قانون زندگي:پول همه چيز نيست،اما خوشحالي هست

اگه حيوان بودي،دوست داشتي چه نوع حيووني بودي؟ يه پرنده يا گربه ي ماريا کاري

خونه ي روياهات:خونه ي بزرگ با استخرشنا+زمين تنيس در اسيلگو

مارک همچنين يه آپارتمان تو نيو يورک دوست داره

بيشترين لحظه اي که خجالت کشيدي:فراموش کردن کلمات آهنگ در يک کنسرت در برابر 1000تماشاگر 14ساله

 علاقه ها/بيزاري ها

سرگرمي:تنيس،فوتبال،اسنوکر،بيرون خوش گذروندن

وسايل موسيقي:پيانو،گيتار

علاقه:خوش گذروندن با دوستاش،خوندن ومهموني رفتن

بيزاري ها:غذا تو بشقابش زياد باشه،مردم کوته فکر،سيگار کشيدن

بدترين کلاس:زبان ايرلندي/نجاري

بهترين کلاس:زبان فرانسوي،اقتصاد خانه داري

تنفر:پرنده ها و مارها

ورزش هاي مورد علاقه:تنيس،فوتبال

بازيگر مورد علاقه:ادي مورفي

بازيگر زن مورد علاقه:ليزا کادرو

خواننده ي مرد مورد علاقه:مايکل جکسون

خواننده ي زن مورد علاقه:ماريا کاري

کساني که بيشتر از همه دوست داره ملاقات کنه:ماريا کاري،مايکل جکسون

قهرمان:مادر و پدرش و مايکل جکسون

تاثير گذارترين کسي که تا حالا ملاقات کرده:ماريا کاري

بهترين فيلم:پرفسور ديوانه،آرما گدون

غذاي مورد علاقه:استيک و چيپس،کباب ايرلندي،مرغ

بدترين غذا:ماهي

بهترين نوشيدني غير الکلي:فانتا ليمويي

مکدونالد يا برگر کينگ:مکدونالد

مکان مورد علاقه براي استراحت:مبل جلوي تلويزيون

مکان مورد علاقه براي ملاقات: خونه؛ اسيلگو

تيم فوتبال مورد علاقه:ليورپول

ادکلن مورد علاقه:هگو باس

عطر مورد علاقه:کلوين کلايو

لباس مورد علاقه:لباس ورزشي

بهترين طراح/مارک:تيمبرلند

رنگ مورد علاقه:بنفش يا سبز يا مشکي

کتاب مورد علاقه:ساحره ها از رولد دهل

موسيقي مورد علاقه:همه نوع

آهنگ مور علاقه:"مردي در آينه" از مايکل جکسون و "بدون تو" از ماريا کاري

بک استريت بويز يا بوي زون:بوي زون

love life

بور يا سبزه:سبزه

همسر مورد علاقه:با ملاحظه،بامزه

دوست دختر:هر پيشنهادي رو قبول مي کنم

love life:شايعه بود که با مندي مور دوست بوده،اما درست نبوده؛شين اين شايعه رو درست کرده تا مارک رو اذيت کنه

مارک با يک مانکن به نام Lauren Gold مدتي دوست بوده(عکسشونو ميتونين در پايين ببينين)؛مارک ميگه که اونو تو يه مهموني در لندن ديده و به نظرش اون خيلي خوب بوده

اما به خاطر برنامه ي کارهاشون که خيلي مشغولند؛اين رابطه جدي نبوده

مارک همچنين با يک مانکن ديگه دوست بوده و شايعه اي هم بوده که با کتي نول از

يک گروه ايرلندي دوست بوده که اونام مثل وست لايف؛ لوييس والش ادارشون ميکنه

اولين بوسه:در يه محل رمانتيک در تعطيلات در فرانسه بوده؛دختره ايراندي بوده؛مارک

ميگه دو ثانيه اول بدش اومد اما بعد ميفهمه که خيلي هم خوشش اومده

حرکت رمانتيک:گل،ديسکو،شام،رفتن به خونه وخواب

نقل قول ها؛

"من در يک نمايش بودم ؛که بايد مثل خانما لباس مي پوشيدم من در يک صحنه ي کوچيک

با يه پسر ديگه بودم که لباس ورزشي خانمانه پوشيده بود منم نقش يه خانم شيک رو داشتم

يک شال،و کفشهاي پاشنه بلند مامانمو،گوشواره،يه دامن و کت مامانمو پوشيده بودم

ميتونين تصور کنين چقدر خجالت مي کشيدم؟"

"خالم يه بچه گربه داشت،من اونو بغل کرده بودم و اجازه نميدادم که بره چيزه بعدي اي که يادمه اينه که

بلوز شيکمو که واسه بيرون رفتن پوشيده بودم داغون کرده بود"

"براي اولين بار پدر ومادر دوست دخترمو ملاقات ميکردم وسعي ميکردم

بچه ي خيلي خوبي باشم اونا درمورد علاقه هام پرسيدن،گفتم؛رقصيدن،خوندن ورانندگي کردن

حالتشون تغيير کرد و من يه نطق طولاني در مورد خطرات رانندگي شنيدم وبهم هشدار داده شد که

دخترشونو رانندگي نبرم

خيلي خجالت کشيدم"

"در مورد يه پسر که دوباره فريب خورده و نمي تونه باور کنه که دوباره فريب خورده چون قبلا فريب خورده بوده

نظرمارک در مورد آهنگ_ خودتون حدس زديد_ دوباره فريب بده (foolagain)"

 "خواب"

در مورد وقتهايي که اجرا نداره

"مارک مي تونه روي ميخ بخوابه"

برايان:در مورد سرگرمي مارک

"وقتي که موهامو کوتاه کردم؛تو همه روزنامه ها نوشته بود خيلي عجيبه که وقتي موهاتو کوتاه ميکني تو روزنامه ها بنويسه،تقريبا احمقانه هست"

"قبل از اينکه عضو گروه بشم فکر مي کردم Dolce & Gabbana يه نوع پيتزاست"

مي دونستيد.....؟

"زبان ايرلندي مارک خيلي خوبه"

"اسم مستعارش _دلتنگ خانه_هست چون هر وقت خانوادشو ترک مي کنه؛دلتنگ مي شه"

"مارک فکر مي کنه دماغش گنده هست (هر چقدر هم که بهش بگي گنده نيست)"

"يک خال مادر زادي پشتش داره که برادرش کالين عين همون داره"

"مارک يه نقش تو يه نمايش داشته که بايد به طور کامل لباس خانمانه مي پوشيده با گوشواره و کلي سايه چشم"

"مارک هميشه مسواکشو تو يه ليوان ميزاره و خيلي عصباني مي شه اگه کسي ازاونجا تکونش بده

بدترين شغلي که داشته تو برگر کينگ بوده"

"مارک يه بار ادعا کرده ابروي چپش خيلي قشنگه و انگشتاي پاي راستش بهترينه"

"مارک هيچي رو بيشتر از دراز کشيدن رو مبل خونشون وتماشاي تلويزيون دوست نداره"

"دوش گرفتن رو به حمام رفتن ترجيح ميده"

"يکي از بزرگترين آروزهاش؛ ملاقات مايکل جکسونه"

"مطابق گفته ي بچه هاي گروه مارک دروغگوترين عضو هست؛نيکي گفته که مارک وقتي با دختراي بزرگتر ازخودش حرف ميزنه درمورد سنش دروغ ميگه"

"مواد پيتزاي مورد علاقش ؛مرغ،هم،قارچ،آناناس"

"5 رايحه ي مورد علاقه ي مارک :

چمن زني

توت فرنگي،صابون خوشبو

پيپ؛اگر چه سيگار کشيدن دوست نداره

نون تازه پخته ي مادر بزرگش

موي تميز دخترا"

 

 

بيوگرافي نيکي

 اطلاعات؛

اسم کامل:نيکلاس برنارد جيمز آدام برن

تاريخ تولد:9 اکتبر 1978

محل تولد:دابلين

مدرسه:بعد ازگذروندن 2سال در کلوپ فوتبال ليدز(leeds )به کالج پلانکيت برگشت

الان کجا زندگي مي کنيد:دابلين

رنگ چشم:آبي

قد:1.79

 

خالکوبي:يه طرح سلتي در پشتش

زخم/نشان:زخم روي آرنج دست راست

خانواده:والدين؛نيکلاس و ايوان،يک خواهر جيلان(22)و يک برادر آدام(11)

 

شخصيت؛

خودت رو در سه کلمه شرح بده:متفکر،قابل اعتماد،امانت دار

عادت بد:نوشيدن چاي بدون در آوردن قاشق توي فنجان

قانون زندگي:هيچ وقت فکر نکن کسي از تو بهتره،و هيچ وقت فکر نکن که از کسي بهتري

عبارتي که بيشتر استفاده مي کني: َLe Gra يعني با عشق در ايرلند

گه حيوان بودي،دوست داشتي چه نوع حيووني بودي؟

خونه ي روياهات:يه خونه ي بزرگ بيرون دابلين

بيشترين لحظه اي که خجالت کشيدي:افتادن در باشگاه ليدز يونايتد در برابر30,000 نفر

 

علاقه ها/بيزاري ها

سرگرمي:فوتبال و اسنوکر

وسايل موسيقي:داره پيانو ياد مي گيره

علاقه:فوتبال(مخصوصا منچستر يونايتد و ليدز يونايتد ؛نيکي قبلا درتيم جوانان ليدز دروازه بان بوده)،بيرون غذا خوردن ،خريد و سفر کردن به خونش در ايرلند و ملاقات خانواده

بيزاري ها:سيگار کشيدن وآدمهاي نا مطبوع

بدترين کلاس:من هيچ وقت در رياضي خوب نبودم

بهترين کلاس:انگليسي آسون بود و جغرافيا هم بد نبود

ورزش هاي مورد علاقه:فوتبال و اسنوکر

بازيگر مورد علاقه:بروس ويلز،براد پيت

بازيگر زن مورد علاقه:دمي مور ،کامارون داياز

خواننده ي مرد مورد علاقه:فيل کالينز

خواننده ي زن مورد علاقه:Natalie Imbruglia کساني که بيشتر از همه دوست داره ملاقات کنه:مادونا،فيل کالينز

بهترين فيلم:تايتانيک،مرگ سخت،آرماگدون

غذاي مورد علاقه:شام يکشنبه،دسپخت مامانش،ژاپني

بدترين غذا:ميگو

بهترين نوشيدني غير الکلي:پپسي

مکدونالد يا برگر کينگ:مکدونالد قطعا

مکان مورد علاقه براي استراحت:مبلم در جلوي اتاق نشيمن در دابلين

مکان مورد علاقه براي ملاقات:کاربين(جزاير واقع در درياي کاريب)

تيم فوتبال مورد علاقه:منچستر يونايتد

ادکلن مورد علاقه:(Dolce & Gabbana)دلس و گابانا

عطر مورد علاقه:(ck)سي کي

لباس مورد علاقه:لباسهاي شيک

بهترين طراح/مارک:Gucci رنگ مورد علاقه:آبي يا سفيد يا مشکي

کتاب مورد علاقه:مامان(The Mammy)از بروس کارول

گروه مورد علاقه:بوي زون

آهنگ مور علاقه:فيل کالينز،بر خلاف انتظارها('Against all Odds')،آنچه را مي خواهم بدست آورده ام(What I want Is What I've Got)

بک استريت بويز يا بوي زون:بوي زون

lovelife

بور يا سبزه:بستگي داره

همسر ايده آل:شيک،باهوش،شوخ،چشمهاي قشنگ

دوست دختر:نيکي با Georgina Ahern دخترنخست وزير ايرلندي Bertie Ahern ازدواج کرده.

 اولين بوسه:وقتي که کوچولو بوده در سن 9 سالگي با دختر دوست مامانش! بعد از اون نيکي يه دوست دختر داشته در اون سن- به مدت يک ماه !

حرکت رمانتيک:بارفتن به خونه بعد از دو ماه دور بودن ،دوست دخترمو سورپرايز کردم

نقل قول ها

"من مي دونم معروفم وقتي که مامانم ازم امضا مي خواد"

"بچه ها فکرمي کنن دخترا دوست دارن محکم منو بغل کنن اما خودم فکر مي کنم اين احتمالا بيشتر چشمهاي آبيه براقمه که اونا در جذب مي کنه"

-نيکي:در مورد که دخترا چه چيزي رو در مورد نيکي دوست دارن

"حدود 17 سالم بود که در ليرز زندگي مي کردم.من و سه پسر ديگه از دابلين با اين دخترايي که مي پرسيدن تو انگليس چيکار مي کنيم صحبت مي کرديم

ما بهشون مي گفتيم که در يک گروه جديد ايرلندي به نام OTT هستيم چون تقريبا زماني بود کهOTT در بريتانيا معروف شده بود.

واونا باور مي کردن!اونا مي پرسيدن بوي زون مي شناسم يا نه وما وانمود مي کرديم که مي شناسيم.اونا حتي ازمون امضا مي خواستن!

در واقع خيلي هم دروغ نبود سه سال بعد من در يک گروه ايرلندي بودم و بوي زون رو مي شناختم"

"Classic by Adrian Gurvitz ...اين آهنگ يه لحظه مخصوص بين من و دوست دخترم جرجينا بياد مياره ،هر چند من خيلي جوونم که تا وقتي اين آهنگ بيرون اومد رو بياد بيارم

اين آهنگ مورد علاقه ي پدرم بود من خاطره اي دارم که اين آهنگ رو در اوايل دهه 1980 شنيدم.اين آهنگيه که من با اون عاشق شدم ومهمتر اولين بوسه ام با جرجينا موقع گوش دادن اين آهنگ بود"

-نيکي:در مورد آهنگ رمانتيک مورد علاقش

"محل مورد علاقه ام: ما در تور يه جاي خيلي دور بوديم در Copenhagen در دانمارک.اونجا فضاي خيلي خوبيه.اما ما همش بايد سوار اتوبوس مي شديم"

"اوايل که گروه رو تشکيل داده بوديم؛مردم از جاهاي مختلف ايرلند به اخونه هامون مي اومدن ،اما الان مرحله اي که مردم از سوئيس و همه جا...ميان به خونمون ...

يک بار مامانم تو خونه نشسته بود که يه گروه دختر تو يک تاکسي با يه دوربين فيلم برداري اومدن و از مامانم پرسيدن ميتونن بيان تو يه عکس از خونه بگيرن .

اونا از همه جاي دنيا ميان و بوته هاي رز از باغمون مي چينن و وسايل بر مي دارن،اين ديوانه کننده هست"

-در مورد طرفدارها "ما خيلي سخت کار مي کنيم و خيلي دوست داريم که يه روزمرخصي بگيريم وخانواده هامونو بينيم وبريم خريد...و من دوست دارم با مامانم تلويزيون تماشا کنم و دست پخت مامانمو بخورم"

-در مورد کارهايي که روزهاي تعطيل انجام ميده

"ما از خانواده هاي عادي اومديم و 700 پوند براي يه شلوار خيلي زياده.اگه مامانم بپرسه شلوارمو چند گرفتم احتمالا ميگم 450پوند.خرج کردن زياد براي لباس يا يه ساعت يا يه حلقه باعث مي شه احساس گناه بکنم اما فکر مي کنم

اين خوبه.ما از چيزي که داريم متشکريم"

-نيکي :در مورد ولخرجي هاش

"مثل اينه که يه فرشته از آسمون اومده و ازما پنج تا پسر پرسيده "دوست دارين با زندگي هاتون چي کار کنين؟جوابش هست Westlife

مارک در مورد نيکي :"اون دوست نداره کسي در مورد دوست دخترش صحبت کنه"

"اگر مي خواين گردش زمين متوقف بشه رونان رو صدا کنين"

-نيکي

مي دونستيد.......؟

وقتي نيکي عضو شد نمي تونست شنا کنه

مامانش همه ي کارهاي شستني شو انجام ميده

وقتي مادر و پدر جرجينا باشن قشنگ حرف مي زنه(اه...و وقتي که نباشن؟!!)

نيکي فکرمي کنه مي تونست يه راننده ي مسابقه ي خوب بشه

نيکي وقتي که تو ليدز بوده با آلن اسميت (فوتباليست)زندگي مي کرده

آرنجشو موقعي که آموزش فوتبال مي ديده شکونده و هنوز زخمشو داره

نيکي هفته ي اول مدرسه شو از دست داد چون تصادف کرده بود

از رياضي متنفر بوده

آهنگ karaoke رو با باباش مي خونده -که اسم باباش هم نيکي هست که يه گروه به نام 'Nicky and the Studz'داشته-

نيکي وقتي عضو وست لايف شد يه ماشين خريد اما فروختش چون اصلا خونه نبود

يه بار برايان رو با مشت از پنجره بيرون انداخته

نيکي سگ خونگي دوست داره اگه وقتشو داشت يکي نگه مي داشت

ازرفتن به باشگاه ورزشي رفتن متنفره

هميشه عکس خانوادش باهاش هست

نيکي عادت داشته قبل از هر فوتبال دعا بخونه تا خوب بازي کنه و رسم دعا خوندن و گفتن" يا مريم مقدس "قبل از هرکنسرت رو تو گروه به وجود اورده

بيوگرافي برايان

 اطلاعات؛

نام کامل:برايان نيکلاس مکفادن

تاريخ تولد:12 آپريل 1980

محل تولد:بيمارستان روتوندا،دابلين

الان کجا زندگي مي کنيد؟آرتين،دابلين

قد:1.89

سايز کفش:10

خالکوبي:دو کلمه ي چيني در دو طرف پشتش که يعني عشق و واقعيت و علامت آرامش بين اين کلمات

زخم/نشان:خال مادر زادي در پشتش

خانواده:والدين؛برندان و ماريد ،يک خواهر کوچکتر به نام سوزان و يک سگ به نام

چيپ.برايان با کري ازدواج کرده بود و دو دختر به نامهاي مولي و ليلي دارن.

 

خوندن از:4

شخصيت؛

خودت رو در سه جمله توصيف کن:شوخ،خجالتي،ايرلندي

عادت بد:فراموشي

قانون زندگي:امروز زندگي کن و وقتي فردا مياد باهاش کنار بيا

خصوصيت:برايان هميشه وقتي که فکر مي کنه يا با ديگران حرف ميزنه يا کسي را ملاقات مي کنه گوشه ي لبشو ليس مي زنه

اگه حيوان بودي،دوست داشتي چه نوع حيووني بودي؟ يه اسب يا خر

خونه ي روياهات:خونه ي بزرگ در ايرلند

علاقه ها/بيزاري ها

سرگرمي:آواز خوندن ،رقصيدن،موسيقي،فوتبال

وسايل موسيقي:گيتار و پيانو

علاقه:موسيقي،خانم ها و پول خرج کردن

بيزاري ها:مدرسه،مطالعه کردن،نوشتن،خشونت،ناراحتي ديگران-برايان دوست داره

همه خوشحال باشن

بدترين کلاس:ايرلندي

بهترين کلاس:انگليسي

ورزش هاي مورد علاقه:فوتبال

بازيگر مورد علاقه: لئوناردو ديکاپريو

بازيگر زن مورد علاقه:جنيفر لاو هويت

خواننده ي مرد مورد علاقه:برايان ليترل(عضو گروه بک استريت بويز)

خواننده ي زن مورد علاقه:ماريا کاري

کسي که بيشتر از همه دوست داره ملاقات کنه:استيو واندر

تاثير گذارترين کسي که تا حالا ملاقات کردين:برايان آدامز

بهترين فيلم:تايتانيک

غذاي مورد علاقه:گوشت سرخ کرده ي کافه ي کارلتون در اسيلگو(کا فه ي خانواده ي شين!)،غذاي ژاپني

بدترين غذا:غذاي سگ

بهترين نوشيدني غير الکلي:نوشابه ي رژيمي

مکدونالد يا برگر کينگ:مکدونالد

مکان مورد علاقه براي استراحت:ساحل دريا، يا در قايق

مکان مورد علاقه براي ملاقات: آمريکا

ادکلن مورد علاقه: D&G عطر مورد علاقه:کول واتر(آب سرد)

لباس مورد علاقه:لباس ورزشي گشاد

بهترين طراح/مارک:(Dolce and Gabban)دلس و گابانا

تيم فوتبال مورد علاقه:منچستر يونايتد

رنگ مورد علاقه:قرمز يا مشکي

آهنگ مور علاقه:"چيزي احمقانه" از فرانک سيناترا

بک استريت بويز يا بوي زون:بک استريت بويز

علاقه هاي برايان:

فين مک کول- يه افسانه ي قديمي ايرلندي درباره ي فين مک کول است.فين مک کول

جنگ جوي شگفت انگيز اين افسانه هست.کاش جاي اون بودم.

وست لايف- من دلم واسه پسراي وست لايف تنگ مي شه چون اونا پسراي محبوب منن.

من در واقع دلم واسه عضو وست لايف بودن تنگ نشده،اما دلم براي اون 4 تا تنگ شده

چون 6 ساله که بهترين دوستام بودن.آلبوم رت پکشون واقعا عاليه.

سنگ خوشانسي(Lucky Rock)- پدرم يکبار يک تکه سنگ به من داد،که ارزشمندترين دارايي من هست

من اونو براي خوش شانسي لمس مي کنم،مخصوصا که توسط يک کشيش مقدس شده و قراره منو از خطرات حفظ کنه.

جنيفر لاو هويت- اون بازيگر بسيار خوشتيپ و با استعدادي هست.اون تو ويدئو انريکو ايگلاسياس -هيرو-بود

The NSPCC -من خيلي افتخار مي کنم که وقتي من و کري ازدواج کرديم اينو به جاي خريدن هديه از ديگران درخواست کرديم:

مهمونامون بايد يه حصاب براي NSPCC باز کنن.

NSPCC سازمان نيکوکاري خيلي مهميه براي کمک به کودکان کم شانس تر از خودمون.

love life بور يا سبزه:هر دو

زن ايده آل:جنيفر لاو هويت

دوست دختر:برايان با کري کتونا ازدواج کرده (که تو يه گروه پاپ بوده)اونا دو تا دختر به نامهاي مولي و ليلي سو دارن.

برايان الان از کري جدا شده و با يه ستاره ي استراليايي دوست به نام دلتا گودرم دوست شده.

حرکت رمانتيک:براي مامان دوست دخترم گل فرستادم و ازش تشکر کردم که دوست دخترم رو به دنيا اورده.

نقل قول ها

"مولي آهنگ Real To Meرو خيلي دوست داره و همه ي کلماتشو حفظ هست،اما متأسفانه مولي کلمه ي "bull***t"رو داد ميزنه.

اون حتي به خاطرگفتن اين کلمه در مدرسه تنبيه شد.حالا من واسش يه آهنگ ديگه مي ذارم به اميد اين که اون کلمه رو فراموش کنه"

"من مي دونم معروفم وقتي که 5 تا ماشين فراري و 7 تا خونه دارم،کامارون داياز بغل من راه ميره و يک مرد با يه کيف گنده ي پول دنبالمه"

"ما با رونان براي شام بيرون رفته بوديم.يکي از دوستاش مي خواست

نوشيدني بخوره بعد ما نوشيدنشو با سرکه عوض کرديم D:بعد شروع به نوشيدن کرد...صورتش سبز شد و همه جا بالا اورد!

"من ناخوناي انگشتم رو گاز مي گيرم و تف ميکنم بيرون.يه بار که تف کردم صاف افتاد رو يه نفر

نمي خواستم اينطوري شه اما ضربه ي مستقيمي بود"

"من مجله ي Discovery جمع مي کردم.الان که فکر مي کنم مي بينم که خيلي کار حوصله سربري بوده چون همش درباره ي ملکه و پادشاه انگليس بود.

هر کدوم رو تو پوشه نگه مي داشتم!

-برايان راجع به حوصله سربرترين سرگرمي بچگيش

"در مجارستان...به ما گفتن اونجا طرفداراي زيادي نيست ،اما تا ما رسيديم ديديم يه گروه بزرگ دخترا تو فرود گاه منتظرمون بودن و واسمون دست تکون مي دادن"

"اگر ما پولمون هدر بره ميگيم تقصير رونان هست"

-برايان :در مورد اينکه کي مسئول پول وست لايف هست

"برايان هيچ وقت از حرف زدن دست بر نمي داره.ما بيشتر وقتا ناديده مي گريمش"

-کين در مورد برايان

"برايان حتي تو خواب هم حرف مي زنه!يه بار من پاي تلفن بودم وبرايان خواب بود يه دفعه برايان داد زد:بريتني اسپيرز رو طاقچه ي پنجره نشسته!"

-نيکي در مورد برايان

"من خيلي استرس دارم .بيدار شدن،سوار هواپيما شدن ،از اين کشور يا شهر به شهر يا کشور ديگه رفتن.هفته ي اولش هيجان داره اما بقيش خيلي بده.

خيلي موقع ها از شغلم پشيمون مي شم...اما در موردش فکر مي کنم و مي فهمم که نمي تونستم يه شغل عادي الان تو ايرلند پيدا کنم که به اندازه ي

موفقيتم تو اين شغل باشه.غير ممکن بود حتي تو مک دونالد"

-در مورد اينکه زندگيش چطور تغيير کرده

"من زندگي منظم داشتن رو از دست دادم .صبح ساعت 8بيدار شدن و غروب به خونه برگشتن و آزاد باشي که هر کار مي خواي بکني. بيشتر مردم مي تونن يه روز مرخصي بگيرن ما نمي تونيم ،مي تونن شنبه شبها بيرون برن نوشيدني بخورن اما ما نمي تونيم"

مي دونستيد...؟

"براي اسمشو با "i"اسپل ميکرد...وقتي عضو وست لايف شد اسپلشو تغيير داد.

دوباره از وقتي که جدا شده اسپلش مثل اول شده"

"قبل از اينکه عضو وست لايف شه توي يه گروه به نام کاترل بوده"

"اسم مستعار برايان "فراموش کار"بوده چون هميشه هر چي بهش ميگفتن فراموش مي کرد"

"برايان رو تو مدرسه عصباني ميشد چون بقيه بچه ها ميگفتن چاقه"

"مي گه که اولين بوسش تا قبل از 17 سالگي نبوده!"

"بقيه اعضاي گروه مي گن وقتي به تور مي رفتن بيشتر از همه اسم برايان رو فرياد ميزدن!"

"برايان رو تو مدرسه آقاي تنبل صدا مي کردن.برايان هميشه،هميشه،هميشه.....دير به مدرسه مي رفت

خيلي سختش بود صبحها بيدار شه.برايان از مدرسه متنفر بود،اما حالا مدرسه تموم شده دلش تنگ شده واسه مدرسه!"

"برايان روز اول مدرسه به خونه فرستاده شد چون يه کش به طرف معلمش پرتاپ کرده بود!و وقتي که خونه رفت از و مامانش فهميد قضيه چيه

يه کشيده بهش زد"

"اون از جنگ جهاني و هر چيز بدي که براي خانوادش بيفته مي ترسه"

"برايان از موش ها متنفره"

"عاشق ميگو هست"

"برايان بدون لباس مي خوابه"

"قد بلند ترين عضو گروهه"

"برايان پيانو و گيتار مي زنه"

"مامانش هنوز از بهم ريختگي اتاق برايان شکايت داره"

"برايان قبلا تو يه سالن بينگو کار مي کرده"

"وقتي آهنگ Swear it Again اول شد گريه کرد"

"وقتي برايان ملکه رو ملاقات کرد به ملکه گفت: لباستون قشنگه!"

"قبض موبايل برايان ماهي 3000 پوند مياد"

"بوي مورد علاقه ي برايان ،بوي پختن نان هست"

"مسير پروازي مورد علاقه ي برايان از دابلين به لندن هست"

"ميگه که آرزوي پنهانيش اين بوده که يه روز بازيگر بشه"

"ويدئو Against All Odds رو مجبور شدن دوباره ضبط کنن چون برايان زل زده بوده به ماريا کاري (من يه توضيح اينجا بدم:به صورتش زل نزده بود به يه جاي ديگه...که روم نشد مستقيم بنويسم)

نيکي توضيح داده:آخر اين ويدئو ،يعني خط آخر آهنگ يه صحنه هست که ما رو با ماريا تو صحنه آروم نشون مي ده اما بعدا که ضبطش تموم شد و ما ويدئو رو نگاه کرديم ديديم که ما همه داريم لبخند مي زنيم غير از برايان؛که احمقانه زل زده به ماريا. چون صحنه آرومه خيلي مشخصه،برا همين بايد ويدئو رو دوباره ضبط مي کرديم که برايان مثل ما روبروشو نگاه کنه. البته ويدئو رو قبلش چند جا فرستاده بوديم .تازه تو اين ويدئو جديد هم يه با آب زير کاهي نگاه مي کنه که کري کتونااصلا از اين قضيه خوشش نيومد"

ـمن اين آهنگ رو خيلي دوست دارم اميدوارم شما هم خوشتون بياد                       

شبها دلتنگ توام

Shane:

I've had many times I can tell you

موقعيت هاي بسياري داشتم که برايت بگويم

Times when innocence I'd trade for company

در زمان بي گناهي ام را دادوستد مي کردم

And children saw me crying

ودوستانم مرا گريان مي ديدند

I thought I'd had my share of that

گمان مي کردم سهمي از آن دارم

But these miss you nights are the longest

اما اين شبهاي دلتنگي طولاني ترين شبها هستند

Bryan:

Midnight diamonds stud my heaven

الماسهاي شب بهشت مرا باميخ مي آرايند

Southward burning like the jewels that are your face

به سوي جنوب مي سوزند مثل جواهر هايي که صورتت را ميسازند

And the warm winds that embrace me

و بادهاي گرمي که مرا در آغوش مي گيرند

Just as surely kissed your face

حتما چهره ي تو را هم بوسيده اند

Yet these miss you nights they're the longest

اما هنوز اين شبهاي دلتنگي طولاني ترين شبها هستند

(Mark) Shane:

(Lay down) Lay down all thoughts of your surrender

کنار بگذارهمه ي افکار تسليم شدنت را کنار بگذار

It's only me who's killing time

تنها من هستم که زمان را مي کشم

(Play down) Play down all dreams and feelings once remembered

کنار بگذار همه ي روياهاو احساساتي را که يکباره به ياد آوردي

It's just the same this miss you game

ودلتنگ شدن براي تو يک بازي هميشگي است

Mark:

Thinking of my going

به رفتن مي انديشم

How to cut the thread and leave it all behind

و که چگونه اين ريسمان را پاره سازم وهر چه پشت آن است ترک گويم

Looking windward for my compass

براي آرامشم به جهت باد مي نگرم

I take each day as it arrives

هر روزي که مي رسد را فتح مي سازم

But these miss you nights are the longest

اما اين شبهاي دلتنگي طولاني ترين شبها هستند

Shane:

But these miss you nights are the longest

اما اين شبهاي دلتنگي طولاني ترين شبها هستند

+ نوشته شده توسط پرستو در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 1:40 |

 وست لایف 

 

   نام گروه : وست لایف  (Westlife)  

 

 

ترانه :  Against all odds

 

                                     معني ترانه : علیه برتري      

                         

                                     کشور :   ایرلند                          

          

                زبان ترانه :  انگلیسي                          

                      

                                     دانلود ترانه : Against all odds         

  

 

   Shane

شین


How can i just let you walk away

چطور مي توانم فقط رهایت کنم تا دور شوي
Just let you leave without a trace

فقط رهایت کنم تا بي نشاني بروي
When i'm standing taking every breath

وقتي ایستاده ام با هر نفسي که مي کشم

With you, ooohhh

با تو او ه ه ه
You're the only one who really knew me

واقعآ مرا مي شناسيتو تنها کسي هستي که
At all

به هیچ وجه.

 

 

Mariah

ماریا

 

How can you just walk away from me

چطور مي توانم رهایت کنم تا از من دور شوي
When all i can do is watch you leave

وقتي هر آنچه که مي توانم انجام دهم این است که رفتنت را نظاره گر باشم
Cause we shared the laughter and the pain

چون در خنده و درد شریک بودیم
And even shared the tears

و حتي در گریه ( اشک ها )
You're the only one who really knew me at all
تنها کسي که واقعآ مرا مي شناسد تو هستي
So take a look at me now

پس اکنون نگاهي به من کن
There's just an empty space

فقط جاي خالي است
There's nothing left here to remind me

هیچ چیزي اینجا نیست که مرا به یادت بیندازد
Just the memory of your face

فقط یاد صورت تان
So take a look at me now

پس نگاهي به من کن هم اکنون
There's just an empty space

فقط یک جاي خالي هست
If you're coming back to me it's against all odds

اگر به سوي من بازگردي علیه برتري خواهد بود


 

 

Mark

مارک


I wish i could just make you turn around

اي کاش فقط مي توانستم باعث برگشت تو شوم
Turn around and see me cry

برگردي و گریه ام را ببیني
There's so much i need to say to you

چیزهاي زیادي هست که لازم مي بینم تا به تو بگویم
So many reasons why

چراها و دلایل بسیار زیادي هست
You're the only one who really knew me at all
تنها کسي که حقیقتآ مرا مي شناسد تو هستي

 

 

 


Mariah

ماریا


So take a look at me now

پس اکنون نگاهي به من کن
There's just an empty space

فقط جاي خالي هست
There's nothing left here to remind me

هیچ چیزي اینجا نیست که مرا به یادت بیندازد

Just the memory of your face

فقط یاد صورت تان
So take a look at me now

پس اکنون نگاهي به من کن
So there's just an empty space

فقط جاي خالي هست
But to wait for you is all i can do

اما انتظارت تنها کاري است که مي توانم انجام دهم
Take a good look at me now

پس اکنون خوب مرا بنگر

Cause i'll be standing here

چون اینجا کنارت ایستاده ام

 

 

(mark: standing here)

( مارک : ایستاده در اینجا )
And you coming back to me is against all odds

و بازگشت تو به سوي من
And that's the chance i've got to take

و این تنها شانسي است که مي توانم داشته باشم

 

 


Westlife

وست لایف


Got to take

مي توانم داشته باشم
Got to take

مي توانم داشته باشم

 


Mariah

ماریا


Ooh

او ه ه ه
Take a look at me now

پس اکنون نگاهي به من کن

 


Westlife

وست لایف


Take a look at me now

پس اکنون نگاهي به من کن

 

وست لایف

 

 وست لایف

 

   وست لایف 

 

وست لایف

 

  وست لایف  

 

+ نوشته شده توسط پرستو در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 1:17 |

یک پله، دو پله، سه پله، ده پله، بیست پله

سرت را بلند می کنی پایان راه در مه غلیظی پنهان شده است.

زمانی فکر می کردم خوشبخت ترین فرد زمینم در حالی که در گرداب بدبختی دور خودم می چرخیدم.

زمانی تلاش می کردم آنچه دارم حفظ کنم اما در واقع مثل گرفتن باد در دستانم بود.

زمانی تمام سعیم بر آن بود که رویا هایم را با حقیقت بسازم اما آن را خراب می کردم.

دریافتم آدمی در تمامی کارها توانا نیست.

مثل نگه داشتن عمر که چون شنهای روان از میان انگشتان باز من و تو بر زمین می ریزد مثل رسیدن به معشوق که گرچه آسان می نماید اما در حقیقت مثل سرابی است که از فرط تشنگی در بیابانی متروک زیر آفتاب سوزان ذهنت را نوازش می دهد.

کاش توانایی رسیدن به هدف در تک تک انداممان ، در قطره قطره ی خونمان وجود داشت تا می توانستیم غیر ممکن ها را ممکن و نا شدنی ها را شدنی کنیم.

به راستی که آن وقت چه زیبا بود.

در این دنیا که هر گوشه از آن درد است

طبیب درد من یزدان و درمانش فقط مرگ است.

..............................................................

یه روزی بهت می گفتم این یه احساس زود گذره اما باور نکردی و بیشتر روش پافشاری کردی اما خوشحالم که حالا به حرفم رسیدی.

اینم یه تجربه واست بود خوبه دیگه به این احساسا اعتماد نکنی. مثل من که دیگه به هیچی اعتماد نمی کنم.

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 20:3 |
وقتی دلت خسته شد

دیگه خنده معنایی نداره

می خندی تا از دیگران غم آشیونه کرده تو چشماتو پنهان کنی

وقتی دلت خسته شد

حتی اشکای شبونه آرومت نمی کنه

گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کردی

وقتی دلت خسته شد

هیچ چیز آرومت نمی کنه به جز پرواز

+ نوشته شده توسط پرستو در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 0:35 |

منم ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ بدنیا اومدم.

 

+ نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 13:26 |

+ نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 18:48 |
  • بیوگرافی JOJO
  • JOJO می گه : من بریتنی شماره 2 نیستم. اون یک رقاص بزرگ و من بلد نیستم برقصم . من بیشتر از یک خواننده ام.
  • برام خیلی جالبه که مردم در خیابان من رو می شناسند و دخترا نزدیکم می آیند و می گن :"دوست پسر من یک احمق
  • واقعی بود و تو با آهنگات در این زمینه کمکم کردی که بشناسمش". من خوشحالم که می تونم مردم و با موزیک هایم کمک
  • کنم.این فرد کسی نیست جز "جوآن نوئل لوزکه" معروف به این نام
  • نام کامل: جوآن نوئل لوزکه
  • تاریخ تولد: 20 دسامبر 1990
  • محل تولد: فاکسبرو - ایالت ما سا چوست
  • در اطراف بوستون در ایالت ماساچوست در آمریکا در اتاقی بزرگ شد که پر شده بود از آهنگ و موسیقی .
  • مادرش یک تکخوان کلیسا و همچنین گرداننده ی تئاتر موزیکال بود.JOJO از همون موقع تمابل خودش رو به
  • یادگیری آوازهای روحانی و ملودیها را با نگاه کردن - گوش کردن و تمرین کردن از مادرش یاد می گرفت.
  • JOJO میگه : " من وقتی تنها دو سال داشتم - آهنگهای بچگانه می خواندم و تکرار می کردم ".
  • مادر و پدرش وقتی که تنها 5 سال داشت از هم جدا شدند.
  • و JOJO هم باید از یه جایی شروع می کرد و شاید شروع JOJO هم به زمانی برگرده که یک آگهی در روزنامه
  • دید که که برای CBS-TV's Kids Say the Darndest Things On The Road In Boston آزمایش هنرپیشگی
  • می گرفتند. بیل کسبای مجری نمایش از JOJO خواست تا یک قطعه ی کوچکی بخونه. بعد از آن یک تلفن از
  • نمایش اپرا وینفری خواستار دعوت JOJO و ظاهر شدن در یک نمایش شدند.و JOJO در موردش می گه :
  • when it came to performing, I just had no fear
  • و در همون موقع همه چیز شروع به اتفاق افتادن کرد.
  • زنگهایی از تهیه کنندگان و سازمان های برگزار کننده جشن به JOJO شروع شد و JOJO تمام آنها را قبول و
  • انجام می داد.خواندن برای تیم بسکتبال بوستون و خواندن برای همایش ملی جمهوری ها از جمله اوناست.
  • اما مهمترینش مک دونالد 2001 بود که در تالار شهرداری نیویورک برگزار شد جایی که پس از خواندن آهنگش
  • تمام تالار غرق در تشویق JOJO شدند.در سن 12 سالگی در سال 2003 در برنامه تلویزیونی " بیشترین
  • استعداد بچه های آمریکا" ظاهر شد و بعد از آن به وینسنت هربرت تهیه کننده معروف و مالک Da Family Entertainment
  • معرفی شد. JOJO ضبط اولین آلبوم خودش رو در نیویورک - میامی - لس آنجلس آغاز کرد و در نزدیکی تهیه
  • کنندگان مشهوری همانند سولزهوک و کارلین ( ویتنی هاستون و کریگ دیوید( و وینسنت هربرت ( دستینیز
  • چایلد و تونی برکستون ) و مایک سیتی ( برندی ) و برایان مورگان ( SWV ( و The Underdog ( تیرز و رابان
  • استادارد( قرار داشت.JOJO می گه: کار کردن در این استودیو یک تجربه بزرگی برای من بود. هر کسی مانند
  • یک تپش باورنکردنی بود.
  • و گذشت تا اینکه اولین آلبوم به بازار اومد. JOJO بر روی جلد آلبوم JOJO اسمش تنها به عنوان خواننده نبود
  • بلکه بعضی از آهنگهاش رو هم خودش نوشته بود .در آلبومش 3 تا از آهنگهاش به نام های "Keep On Keepin' On" -
  • " Yes Or No" و " Sunshine " هست که خودش اونا رو نوشته و بهترینش رو "Keep On Keepin' On" می دونه
  • چون می گه که همش رو از ته دلم نوشتم. و ادامه می ده که داستان این آهنگش به گذشته خودش و مادرش
  • بر می گرده. واقعا زندگیمون دشوار بود چون نسبت به مردم شهر درآمد پایینی داشتیم.
  • JOJO می گه من و مامانم در یک آپارتمان مخروبه یک خوابه و با درآمد ناچیزی زندگی می کردیم. و میگه که
  • آهنگ " ادامه بده یا همون Keep On" رو به خاطر این نوشته که می دونسته که تنها یک راه داشته و اونم
  • گذروندن اون دوران سخت بوده.
  • چیزهای بی اهمیت در مورد JOJO :
  • دوست داره بیشتر لباسهای حومه شهری بپوشه.
  • یک سگ به نام Sugar Pie داره.
  • طرفدار تیم بسکتبال بوستون سلتیک هست .
  • در سال 2005 امینم در آهنگ Ass Like That به JOJO اشاره کرده.""I need a new boyfriend, hi my name is JoJo
  • JOJO در سومین اپیزود سریال تلویزیونی " رویاهای آمریکایی " در نقش " لیندا رونستادت " با آهنگ "That'll Be the Day"
  • 3 تا از آهنگهاش در آمریکا بیرون داده نشد . " Butterflies " و" I Need To Know" و " Black And Forth " .
  • شریک بودن در یک احترام گذاری برای از دست رفتگان در تسونامی آسیا در 2004 و طوفان کاترینا با نام
  • : "حالا بیاین با هم باشیم"
  • فست فود محلی مورد علاقش "Puffin's Gourmet Cafe" هست.
  • اون دوست های معروفی داره که همه با هم مثل یه فامیل هستند.
  • وزیر دفاع دونالد رامسفلد - نائب رئیس جمهور دیک چینی و رئیس جمهور جورج بوش.
  • JOJO از طرف First Lady Laura Bush برای اجرای برنامه کریسمس در واشینگتن 2004 درخواست شد.
  • باند مورد علاقش " Queen " و " The Darkness " هست.
  • پدر و مادرش از هم طلاق گرفتند و الان JOJO با مادرش در نیوجرسی و پدرش در نیو همفشایر زندگی می کنه.
  • پیشنهاد شده برای Shark Tale و Zathura .
  • در TRL آهنگ Leave 666 نام برده شد . چون در جدول در روز اول تا سوم در جایگاه ششم قرار گرفت.
  • از تیمهای مورد علاقش New York Lake هست.
  • JOJO عاشق زندگی شهری است.
  • JOJO اولین تجربه KISS رو در سن6 سالگی با دوست پسرش آنتونی داشت.
  • غذای موردعلاقه اش Mc Dinalds هست.
  • JOJO هیچ خواهر و برادری نداره و تنها بهترین دوستش شالینا رو مثل خواهر خودش می دونه.
  • JOJO عاشق J-Kwon هست و قصد داره یک آهنگ با اون ضبط کنه.دیسکو گرافی :
  • JOJO
  • بیرون داده شده در 22 جوئن 2004 ( US ) .
  • "Leave (Get Out)" US#12, US Top 40 Mainstream #1, UK#2
  • "Baby It's You" US#22 UK#8
  • "Not that Kinda Girl" (Failed to chart in US and UK) فیلمو گرافی :
  • 2004 : TV American Dreams
  • 2005 : All That TV
  • 2005 : Romeo! TV
  • 2005 : Skunked TV
  • 2006 : Movie Aquamarine
  • 2006 : R.V Movie
  • ایفای نقش JOJO در فیلم سینمایی آکوئامارین
  • Aquamarine 2006
  • کارگردان : Elizabeth Allen
  • تهیه کننده : Susan Cartsonis
  • نویسنده : Alice Hoffman
  • بازیگران: Sara Paxton - Emma Roberts - JoJo
  • تهیه و پخش از فاکس قرن بیستم
  • تاریخ اکران : 3 مارس 2006
  • زبان : انگلیسی
  • ویدئو گرافی :
  • صندوق پستی JOJO :
  • c/o Blackground Records
  • 155 W 19th street
  • New York , NY 10011

  • مصاحبه با JOJO
  • نشونت چیه ؟
  • فلک قوسی (کماندار)
  • غذای مورد علاقه ات چیه؟
  • عاشق MC DONALD و پای سیب ام.
  • واقعا اهل کجایی ؟
  • فاکسبرو - ماساچوست - جنوب بوستون
  • در حال حاضر کجا زندگی می کنی ؟
  • نیو جرسی
  • خواهر یا برادری داری ؟
  • نه
  • چه کسی بیشتر تو رو دعوت و ترغیب به موزیک می کرد ؟
  • مادرم به طور جدی و پدرم هم به طور شوخی.
  • با آهنگهای چه خواننده ای بزرگ شدی ؟
  • آرتا فرانکلین - اتا جیمز - ویتنی هیستون
  • آلبوم تو با آلبومهای دیگر خواننده ها چه فرقی داره ؟
  • در نوع آهنگها و چیدن آهنگها و اینکه سه تا از آهنگهام رو هم خودم نوشتم.
  • چند سالت بود وقتی که شروع به خوانندگی کردی؟
  • 2 سالم بود.
  • با کدوم آهنگت بیشتر حال می کنی ؟
  • Keep on , Keepin' on
  • خودت رو بیشتر با کدوم خواننده مقایسه می کنی ؟
  • نمی دونم . جون همیشه سعی کردم خودم باشی تا جایی که می تونم.
  • اگه بتونی یک جایی رو برای زندگی کردن انتخاب کنی - کجا رو انتخاب می کنی ؟
  • شاید قلب بوستون . چون خیلی قشنگه.
  • تفریحات رو دوست داری چیکار کنی؟
  • عاشق خرید - صحبت با دوستام و رفتن به سینما هستم.
  • وقتهای بیکاریت چطور ؟
  • تکالیفم رو انجام می دم - به دوستام زنگ می زنم.
  • چه لباسهایی دوست داری بپوشی ؟
  • Rocawear, Ecko Red, Baby Phat, Abercrombi
  • الان که معروف شدی هنوز محکم پای دوستات هستی ؟
  • آره - همیشه مشغول صحبت کردن با اونهام.
  • دوست داری با چه کسایی آهنگ بخونی ؟
  • Kanye West, Missy Elliot, Bow Wow
  • بیشترین چیزی که بعد از معروفیتت خوشحالت می کنه چیه ؟
  • آشنا شدن با مردم بیشتر و رفتن به جاهای مختلف
  • آیا تا بحال برای خودت جلوی آیینه خوندی ؟
  • آره هر جا که باشه.
  • حالا اولین کاری رو که می خوای به انجامش برسونی چیه ؟
  • آلبومی درست کنم که مردم رو شامل خواهد شد.
  • اگه خواننده نبودی دوست داشتی چیکاره باشی ؟
  • دوست داشتم تمام وقتم رو تو مدرسه بگذرونم - اما وقتی بزرگ شدم دوست دارم یک وکیل مدنی بشم.
  • می خوای به کجا مسافرت کنی؟
  • به هر جا که ممکن باشه - می خوام همه چی رو ببینم.
  • خانوادت از اتفاقهایی که برات می افته چی فکر می کنند؟
  • اونها خیلی خوشحالند که می بینند من خوشحالم و به اون چه که می خواستم رسیدم .
  • بهترین کاری که در یک بعدازظهر یکشنبه بارونی میشه انجام داد از نظرت چیه ؟
  • رفتن به بوستون - رفتن به موزه - رفتن یه تئاتر و دیدن نمایش
  • چیز دیگه ای هست که دوست داری درباره شهر خودت بگی ؟
  • استادیوم و خونه ای هست برای میهن پرستهای انگلیس
  • + نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 13:17 |
    http://video.tinypic.com/player.php?v=4qd8orl

     

    + نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 12:49 |
    اینم واسه دوست عزیزم که کلید امتحانات تجربی و می خواست راستش فقط همینارو پیدا کردم. شرمنده.

     

    + نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 12:30 |
    با اینکه خودمم نفهمیدم جریان این بازیه چیه اما خوب می نویسیم که نگن رستو کم آورده. به کسی نگینا.راستی برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ http://bluelife228.blogfa.com/ رجوع کنید هر چند فرق چندانی نمی کنه.

    اگه یه تیکه ابر داشتی چه کارش می کردی؟

    از اون جایی که نظام آموزشی ما واسه هر چیزی یه بارم نمره گذاشته منم که می دونین بسیر قانون مندم  از این نظام پیروی می کنم. واسه همین هر کی جواب درست بده باید ۱۰۰۰۰ تومن به حساب من واریز کنه.

    حتی شما دوست عزیز.

    + نوشته شده توسط پرستو در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 19:46 |
    اینم از امتحان هندسه.

    + نوشته شده توسط پرستو در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 19:19 |

    هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم.

    یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم.

    یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.

    یاد گرفتم تو زندگیم بی اونکه بفهمم چقدر دوستم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم.

    یاد گرفتم گریه های هیچ کسو باور نکنم.

    یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

    یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.

    آره تو خیلی چیزا بهم یاد دادی.

     

    + نوشته شده توسط پرستو در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:0 |
    اینم جوابای عربی و حسابان. موفق باشید.

     

     

    + نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 19:4 |
    ۴ تا امتحان بیشتر نمونده.
    + نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 17:55 |
    سلام به دوستای عزیز. فکر نکنم حالا حالا ها بتونم آپ کنم. امتحانام داره شروع میشه برام دعا کنید. نیازمند یاری سبزتونم.
    + نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:20 |

     مربوط به تاریخ یکشنبه 85/3/28 ساعت 12/45 شب

     

    صبح خیلی چست وچابک ساعت 8 از خواب بیدار شدمو بازم خیلی چست و چابک پریدم صبحانه خوردمو حاضر شدمو بپر بریم ارتو( ارتودنسی بابا اشتباه نکن) هیچی آقاهه هی شل و سفت کردو پریدیم اومدیم خونه بد مهسا گوگولی تلید ( اگر بازم معنیشو نمیدونی یه نگا به مطلب قبلی نداز و حتما به یه دکی مراجعه کن که آلزایمر داری) که وقتی رسیدی بتل که بپر بریم بیرون. هیچی رسیدیم خونه و خیلی چست و چابک تلیدم بهشو قرار مدار گذاشته شد اما تا اومد گوشیو بذاره برگشتم ازش پرسیدم حالا کجا می خوایم بریم؟ گفت مگه نمی خواستی واسه تولد زن داداشت کادو بگیری؟ گفتم نه از خیرش گذشتم. بد شروع کرد هر چی فش بود بارم کرد که به علت داشتن پروانه ی ایزو 9002 عفت کلام از نوشتن جزئیات معذورم لطفا اصرار نفرمایید. خلاصه هر چی بدو بیراه بود بارم کرد که بابا تو که نمی خواستی بری چرا این همه قرار مدار گذاشتیم. گفتم من چه می دونم. خلاصه برای خالی نبودن عریضه پاشدیم رفتیم پارک شهید فلاحیو شقایقم رفت که کیس مناسب زندگیو ببینه. حالا ما رفتیم تو پارک چزغل بچه افتاده دنبالمون. رفتیم رو یه صندلی نشستیم اونام اومدن کنار ما نشستن وقتی دیدن نه خیر بخاری از ما در نمی آد بلند شدنو رفتنو مدام می گفتن رفتیما؟

    خلاصه تا ساعت 5/30 الکی گذروندیمو آخر سر شقایقم رضایت داد که یه نگاهیم به ما بکنه. با کلی اصرار از جانب منو مهسا که کیس مورد نظرم بردار بیار که ببینیمشو اونم بالاخره یه صدای خری در آوردو بد از مدتی کیس مورد نظر رویت شد.

    هیچی در همون لحظه که من نمی دونم چه جوری شاید با رابطه ی تلاپاتی به شقایق گفته بود که من با دوستش دوست می شم یا نه؟(چه می کنه این عشق) که شقی ام گفته بود اون بدتر از منه و خیلی قشنگ آدمو قهوه ای می کنه و اگه اونم مثه حمیرا دعواشون بشه و قهر کنن منم دیگه با تو ارتباطی نخواهم داشت.( نفوذو حال می کنی؟ البته آبجی شقی همیشه نسبت به من لطف داشته) خلاصه ساعت ۶:۳۰ پیاده بلند شدیم اومدیم خونه و این حمیدو و دوستانش سوار بر رخش سفید ( پیکانه بابا رخشش کجا بود ) با نیش باز و تمسخر آمیز شرشونو کم کردن. بعد از کلی تفریح و خنده که حال گفتنش نیست ما هم ساعت ۸ تشریفمونو بردیم خونه. چون تولد زن داداشم بود خیلی سریع در سیم ثانیه حاضر شدیمو چپیدیم تو ماشینو راه افتادیم به سمت خونه ی اونا. وقتی رسیدیم بقیه فکو فامیلا هم همزمان با ما رسیدنو هممون سر داداشم خراب شدیم. بعد از کلی جیغ و دادو هوار کیکم فاتحه شو خوندیمو ساعت ۱۲ جولوپلاسمونو جم کردیمو همون طور که با هم اومده بودیم با هم برگشتیم.

    والسلام شد تمام.

    + نوشته شده توسط پرستو در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:40 |

    مربوط به تاریخ شنبه 85/3/27 ساعت 10 شب

     

    بد از بازی ایرانو پرتقال برای التیام اعصابم بلند شدمو رفتم پیش شقایقو مهسا اما بازم حالم بدتر از قبل شد. مثه اینکه همه حالشون گرفته شده بود که ترجیح دادن که از خونه در نیان. حتی یه پرنده ام پر نمی زد. روز خیلی بی بخاری بود. خلاصه با هر بدبختی که بود روزو گذروندیمو اومدیم خونه.

    چون دیدم خیلی بد مدل حالم گرفته اس تصمیم گرفتم به پگاه بتلم( از مصدر تلیدن به معنای زنگ زدن. کم کم باید این اصطلاحاتو یاد بگیری تا کی می خوای بی سواد بمونی هان هان هان) تنها کسی که تو بدترین شرایطم می تونه منو بخندونه.

    وقتی بهش تلیدم از همه جا صحبت کردیم از مدرسه از اینکه به زودی خونشونو عوض می کننو خیلی چیزای دیگه. خداییش خیلی دلم براش تنگیده بود. ازم پرسید برای تابستون چه برنامه ای ریختم. گفتم مثه همیشه با این تفاوت که فول کنتاکم بهش اضافه شده. گفت بالاخره فول کنتاکم قطعی شد یا نه هنوز؟ گفتم هنوز قطعی نشده باید ببینم وقت می کنم یا نه. خندیدو گفت از وقتی که باهات آشنا شدم تا الان داشتی می رفتی فول کنتاک. هروقت ایران تو جام جهانی پیروز شد توام میری فول کنتاک.

    خلاصه تصمیم گرفتیم یه جا به حضور هم شرفیاب بشیم. قرار شد یا دوشنبه با بچه ها بریم کوه یا چهارشنبه با هم بریم 30 نما.

    دیگه... دیگه ... همین دیگه. انقدر امروز بی مزه بود که موندم چی بنویسم. فعلا بای بای

    + نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:12 |

    سال 85 با همه ی خوبیها و بدیهاش رفت و حالا ما موندیم با کوله باری از خاطرات  و  . گاهی خوبه برگردیم و پشت سرمونو نگاه کنیم ببینیم چی با خودمون به همراه آوردیم جنسش مرغوب یا سرمون کلاه گذاشتن. برای اینکه خاطرتونو مکدر نکنم چند تا از خاطرات خوبمو می ذارم بداشم که خیلیم زیادن واسه خودم نگه می دارم.

    ____________________________________________________________________

    سفرنامه ابن پرستو:

    شخصیت ها:

    خودم_خودش_خودمون_خودشون

    مربوط به تاریخ جمعه 85/3/26 ساعت 10:30 شب

     

    امروز با صدای مامان از خواب بیدار شدم. پشت سرهم صدام می کرد. گفتم به جون اقدس خواهرم بیدار شدم فقط حال ندارم از جام پاشم. وقتی با هر بدبختی بود چشامو باز کردم اولین چیزی که دیدم ساعت بود که ساعت 6:30 صبح رو نشون می داد. برای یه لحظه رنگم پرید یعنی هنوز امتحانام تموم نشده. وای خدا من که درس نخوندم. چه کار کنم؟ حتما گند می زنم. از جام پریدم و به مامان گفتم امروز چند شنبه اس؟ گفت جمعه. پس چرا منو انقدر زود بیدار کردی؟ برو حاضرشو می خوایم بریم دماوند.( خداییش خیلی خونواده ی اکتیوی هستیما یه دفه برای خودمون بدون برنامه ریزی قبلی تصمیم می گیریم) خلاصه رفتم لباس پوشیدم اما اصلا حوصله صبحانه رو نداشتم. مرتضی ( داداشمه قیافتو اونجوری نکن) چون شنبه امتحان داشت نیومد. بنابر این منو مامانو باباو علی ( اونم داداشمه) و زنش و دوست مامانم بلند شدیم رفتیم دماوند. اول رفتیم چشمه اعلی شایدم اعلا خودشون که این جوری نوشته بودن حالا نمی دونم کدوم درسته به بزرگی خودم می بخشمشون.

    اول از هر کاری یه پسر جوون جلو اومدو 500 تومن بابت پارک ماشین گرفت هیچی تموم بارو بندیلو ریختیم رو کولمونو راه افتادیم. یه جایی واسه خودمون پیدا کردیم هنوز نشسته بودیم که یکی دیگه جلو اومدو گفت 1200 تومن رد کن بیاد. گفتیم چرا؟ گفت فقط به خاطر امنیت خودتونه.

    حدودا ساعت 11/30_12 بود که بلند شدیمو رفتیم طرف دریاچه تار ناهارو تو راه خریدیمو راه افتادیم. رفتیمو رفتیمو رفتیم اما خبری از دریاچه نبود. همه جا عین صحرا خشک بود دریغ از 2 تا درخت. از یکی آدرس اونجارو پرسیدیم گفت مستقیم میری سمت راست اما با دستش چپو نشون داد یه کم که رفتیم جلو یه نگاهی به قیافه ها انداختم همه شکل علامت سوال شده بودن هیچکدوممون نفهمیده بودیم بالاخره باید سمت راست بریم یا چپ. دلو زدیم به دریاو راه افتادی. رفتیمو رفتیمو رفتیم اما به هیچ جا نرسیدیم. صدای شکمامون در اومده بود. کم کم صدا ها بلند شدو یکی یکی گفتیم بابا ولش کن از گشنگی مردیم. باز از یکی دیگه پرسیدیم که مطمئن بشیم که یه چنین دریاچه ای اصلا وجود داره یا ساخته و پرداخته ذهن بشره. آقاهه گفت یه 2_3 ساعت دیگه که برین پشت اون کوها می بینینش. داشت اشکمون در میومد بابا خدا پدرتو بیامرزه نخواستیم. خلاصه جلودار که این قیافه ی ناله ی مارو دید قلب رئوفش به رحم اومدو فرمان بازگشتو صادر کرد.انقدر خوشحال شده بودیم که در پوستمون نمی گنجیدیم. برگشتیمو رفتیم طرف رودهنو بد نرسیده به امامزاده هاشم یه جاییو پیدا کردیمو روی آلاچیقا یه دلی از عزا درآوردیم. انقدر خوردیم که دیگه کسی حال نداشت از جاش بلند شه. با هر زحمتی بود بلند شدیمو سوار بر رخشامون شدیمو راه افتادیم به سمت مقصد نهایی که همون خونه باشه.

    سر راه به 8 تا شهید گمنامم برخوردیمو یه فاتحه نثار روح پاکشون کردیمو ساعت 4/30 بود که به منزل شرفیاب شدیم.

    توی خونه همه سر اینکه کی اول بره حموم دعوا می کردن. یکی با قابلمه می زد سره اون یکی. یکی دمپایی پرت می کرد خلاصه بساطی بود همه از هر چی که دمه دستشون بود برای دفاع از حقشون استفاده می کردن به قول یارو گفتنی حق گرفتنیه نه دادنی.

    منم که از همه باحال ترم ( آی بزن به تخته تا چشم نخوردم زود باش) ساعت 7 بلند شدمو رفتم پیش مهسا جیگر( دوستمه).

    اما باز مهسا گند زده بودو من باید ماس مالیش می کردم. هی می گم برم یه کمیته امدادی سازمانی پایه ریزی کنما نمی ذارن که.می گن مردم گناه دارن. اسمشم می ذارم کمیته امداد پرستو. وای دیگه خسته شدم. نا ندارم. بای بای تا بد.

    + نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 19:20 |


    Powered By
    BLOGFA.COM